اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عامل اصلی رغبت انسان به عمل

14507
سال 1437
جلسات
نسخه عربی

عامل اصلی رغبت انسان به عمل

11
  • همین‌طور بعضی‌ها در مراتب مختلف می‌آیند مثل مرحوم آقا! وقتی‌که آمد پیش استاد خود مرحوم آقای حداد همه چیز را گذاشت کنار و فقط خودش آمد. همه چیز، نه شهرتی، نه سوادی، نه بیا و برویی، نه مرید و مرید بازیی، نه دوستی، همه رفت و رفت و رفت و رفت، تک و تنها همه را گذاشت و آمد و گفت هیچ ندارم. تسلیم محض، محض‌ها! تسلیم محض! اراده رفت کنار، خواست رفت کنار، ذوق و سلیقه رفت کنار و به جای او، اراده او نشست، مشیت او نشست، خواست و ذوق و فکر و راه او نشست.

  • ایشان می‌فرمودند وقتی‌که ما نجف رفتیم هزار انگ درویشی و تصوف به ما می‌زدند و از این‌طرف و از آن‌طرف و حتی از طرف ارحام، دو نفر را فرستاده بودند حالا هر دویشان هم به رحمت خدا رفتند که بیاید آنجا خلاصه ما را برحذر بدارند و نصیحت کنند. مرحوم آقا گفتند آمدند پیش‌ والده ما که از طریق ایشان وارد بشوند و ما را از این مسیر و از این خط باز بدارند. خب بالاخره ایشان هم تحت تأثیر قرار گرفته بود و خلاصه یک روز ناراحت و ما آمدیم گفتیم چه شده است؟! و گفت والا نمی‌دانم این حرفهایی که می‌زنند، خود من را هم یک خرده مضطرب کرده و مشوش شده‌ام. حالا شما بیا به درست برس و یک خرده بیشتر. گفتم آخر والده اگر در درس است، درسهایی که من می‌روم، اولین طلبه‌ای را که بخواهند نشان بدهند من را نشان می‌دهند، آخر چه درسی؟ من کم می‌گذارم! این چه حرفی است. بعد گفتند خب حالا من چه جوابی بدهم؟ گفتند یک چند تا گردو آوردم و دادم به والده و گفتم اینها را بده بگو گردو بازی کنید شما، گردوبازی‌تان را بکنید.

  • می‌گفتند وقتی‌که ما آمدیم، یک پنبه کردیم در این گوشمان و یک پنبه هم کردیم در این گوشمان، حالا هر کسی هر چه می‌خواهد بگوید بگوید، اصلا که هست که دارد حرف می‌زند؟! که هست که دارد حرف می‌زند؟! که هست که دارد نصیحت می‌کند؟! افرادی که از نقطه نظر فکر و افق فهم و ادراک اصلا به حساب نمی‌آیند می‌آیند آدم را نصیحت می‌کنند که این‌جوری و بکن آن‌جوری نکن، این کار را بکن و آن کار را نکن.