عامل اصلی رغبت انسان به عمل
4او میگوید اگر آمدند و جلوی نماز ما را گرفتند، ما چه کار کنیم؟ ماتم گرفته که آنطرف نگذارند نماز بخواند! خب حالا حساب آنها که جدا است. میآییم سراغ خودمان، ما به چه انگیزه نماز میخوانیم؟ فقط انگیزه ما همین است که خدا واجب کرده است و نخوانیم میزند در سرمان، این انگیزه ماست. خب این برای واجبات است. و محرمات هم همین، آنچه که ما از محرمات میدانیم این است که اگر انجام بدهیم آنطرف قضیه، حساب و کتابی هست. حالا بعضیها بیخیالند، آنها حسابشان جداست، این را ما حداقل میدانیم که نه، یک حساب و کتابی فردا هست و اگر اینطرف نباشد، آنطرف هست. [انگیزه ما] ترس است، ترس از حساب فردا؛ ترس از سوال و جواب نکیر و منکر؛ ترس از عذاب قبر؛ ترس از عقبات و آن تبعاتی که بعد از قبر برای انسان پیدا میشود؛ ترس از عذاب عالم برزخ و بعد از آن هم قیامت که آن دیگر مسئلهاش میرود در حد اعلی. یعنی مظاهر جمالیة میرود در حد اعلی و همینطور مظاهر جلالیة آن هم در حد اعلی ظهور پیدا میکند در عالم قیامت. مسئله مسئله ترس است!
هیچ تابحال با خود فکر کردهایم که این نمازی که میخوانیم نه به خاطر تکلیف، بلکه به خاطر آن جهتی است که به خودمان میرسد و به آن جهت این تکلیف آمده است؟ تابحال به این مسئله فکر کردهایم؟
وقتیکه شما پیش پزشک میروید، پزشک به شما قرص میدهد، آمپول میدهد، شربت میدهد. شما این قرص و آمپول و شربت را چون پزشک دستور داده است، میخورید؟ یعنی اگر به جای قرص، کاه هم به شما میداد؛ میخوردید؟ یا اینکه نه چون این قرص و این آمپول برای بیماری شما مفید است، از پزشک به عنوان یک واسطه و وسیله استفاده میکنید نه اینکه چون او گفته است. او گفته، بگوید؛ چه ربطی به من دارد، چه ارتباطی به من دارد. چون این قرص برای من مفید است و علم من به این افاده نمیرسد، دنبال یک واسطه میگردم که او وسیله بشود برای ارتباط بین من و بین این دوا؛ پس فقط او یک واسطه است.

