
عامل اصلی رغبت انسان به عمل
عامل اصلی رغبت انسان به عمل
10در خود زمان مرحوم آقا من میدیدم خب ایشان نظرشان روی یک مسئله بود ولی نمیتوانستند بگویند؛ چون از آنطرف هم یک محاذیری بود، یک مشکلاتی بود، خلاصه یک قضایایی بود دیگر که خودشان میدانستند. خب آنهایی که میفهمیدند و رند بودند، مطلب را درک میکردند و میرفتند جلو و میرفتند و پیگیری میکردند؛ و آنهایی که خلاصه در همین حال و فضا بودند با اینکه متوجه میشدند، میگفتند امری که نکرده است، کارت را بکن و برو، هنوز امری که نیامده است، الزامی که نیست. آنها میبردند و اینها میباختند و برد با آنها بود.
خیلی عجیب استها! این دعای أبیحمزة یک دعای عجیبی است! خیلی این دعا دعای عجیبی است! یعنی ریزهکاریهای حال انسان و آن نفس انسان را چنان موشکافی میکند که هیچ نقطه خُلل و فُرجی برای انسان در این مورد باقی نمیگذارد. به قول مرحوم آقا که این شعر را خیلی میخواندند:
بلبل به باغ و جغد به ویرانه تاخته *** هر کس به قدر همت خود لانه ساخته یکی میآید وارد این راه و سلوک میشود، میبیند خب بالاخره بد جایی نیست، آن شخصی که مسئول است مرد بزرگی است و خب این هم خوشش میآید، همینقدر! یعنی بیش از این دیگر نصیبی ندارد، همتش همینقدر است، فقط بیاید و بنشیند و دعایی و دعای سماتی و مناجات خمسة عشری و نمیدانم که عصرهای جمعه و شبهای ماه مبارک صحبتی بشنود و در خدمت بزرگان و بعد هم خب برود در منزل و همینطور روزگار را به این کیفیت بگذارند.
بعضی میآیند یک خرده از این بالاتر و یک خرده از این پررنگتر هستند. خب اینها میآیند ببینیم چه هست، چه خبر است، مطلبی یاد بگیریم بالاخره شاید اینجا چیزهایی باشد که جاهای دیگر نباشد، استفادهای بکنیم و مطلبی یاد بگیریم؛ و تا حدودی هم به کار ببندند. خب این هم یک حد.
بعضیها میآیند و میگویند علاوه بر اینکه ببینیم و یاد بگیریم، خب به کار هم ببندیم و تا جایی که میشود و میتوانیم، تحمل کنیم، صبر کنیم، استقامت کنیم و به آنچه که میگویند عمل بکنیم. اینها هم یک حد.
