رابطه عیبپوشی با سیر و سلوک
4آن موقع تیر و شمشیر و کمان و سنگ بود، الان مسائل مختلف جریاناتی که برای انسان پیش میآید و انسان در این جریانات باید ببیند که به کدام یک از دو طرف تمایل دارد و به کدام طرف میل دارد، خودش را محک بزند خودش را محک بزند.
یک وقت یکی از رفقا از مرحوم آقا سؤال میکرد که: آقا چطوری انسان بفهمد که حرکت میکند یا نه؟ ایشان فرمودند: خیلی ساده است، آدم نگاه کند به خودش ببیند که آیا نسبت به این راه و مسیر شوقش بیشتر است یا کمتر. اشتیاقش میلش رغبتش، ثباتش استقامتش عشقش، علاقهاش پایمردیاش بیشتر است یا کمتر است، میتواند بفهمد.
همه این اوصاف جمالیه پروردگار، اینها متراوشات ذات یک کریم است؛ چون از کریم غیر از کرامت تراوش دیگری نیست، ظهور دیگری نیست. از شخص کریم در همه ابعاد، کریم در عطا و بخشش، کریم در رحم و عطوفت، کریم در ستّاریت و پوشش، کریم در جود، کریم در رزق، کریم در علم، کریم در رحمت، در همه این اوصاف، انسان کرامت را از ذات پروردگار مشاهده میکند.
این جهت اوّل که خدا نمیخواهد عیوب بندگانش فاش شود، خدا نمیخواهد عیوب بندگانش برملا بشود.
جهت دوّم: اینکه خدا خودش میداند چه خلق کرده، خدا خودش از حال ما و مخلوقات خودش بیشتر خبر دارد. میداند بالاخره انسان است و خطا و تعلّق به عالم ماده و توجّه به عالم ظاهر همراه با جهل نسبت به واقعیات باعث میشود که انسان خطا کند. به خصوص که افراد هم در این زمینه مختلف هستند و هر شخصی دارای موقعیت خاص خودش است. انسان نمیتواند که همه افراد را به یک چوب براند! هر کسی جایگاه خودش را دارد؛ اگر یک کار خلافی از چند نفر سر میزند، هرکدام از اینها حکم خاص به خودشان را دارند یک حکم برای همه نیست، هر شخصی یک وضعیت مخصوص به خود را دارد.

