
رابطه عیبپوشی با سیر و سلوک
رابطه عیبپوشی با سیر و سلوک
10برگشت این دو قضیه به چیست؟ برگشتش به جهل است؛ یعنی هم در آنطرف که اگر مردم بفهمند من نکنم، و هم در اینطرف اگر عقوبت عقوبت سریعی باشد من انجام ندهم. همه آنها برگشت به جهل است، جهل به اینکه نسبت به خود گناه و نسبت به حقیقت این گناه من اطّلاع ندارم، این به خاطر این است. اگر نسبت به خود او من مطّلع بودم اصلًا نیاز به این دوتا نبود نیاز نبود، چه خدا تعجیل در عقوبت بکند یا نکند، چه خدا افشا بکند یا افشا نکند، مردم مطّلع بشوند اصلًا به مردم کاری ندارم. وقتی من به خود گناه و به کدورت گناه اطّلاع پیدا کردم دیگر مسئله تمام است، همه اینها برمیگردد به جهل، اینکه من جاهل هستم.
یا [جناب] مولانا در اینجا دارد که: خدایا بر ما ببخش ما را نگیر، ما که در مقام معارضه با تو درآمدیم ما در نیامدیم جهل ما با تو در معارضه درآمد نه خود ما خیلی لطیف میگوید! میگوید ما با تو معارضه نکردیم، اما جهل ما نسبت به تو و عدم اطّلاع ما نسبت به تو، عدم اطّلاع ما نسبت به اوصاف تو خصوصیات تو، عدم اطّلاع ما نسبت به کارهایی که در قبال تو داریم انجام میدهیم و اثراتی که آن کارها بر ما میگذارد، آن جهل ما آمده با تو دارد معارضه میکند. اگر آن جهل برطرف بشود ما مخلصت هم هستیم، اگر آن جهل برطرف بشود ما بنده مطیع تو هم خواهیم بود. پس ما با تو معارضه نمیکنیم جهل ما دارد با تو معارضه میکند و بیا آن جهل را خودت برطرف کن و ما را نسبت به این مسئله آگاه کن.
یک قدری صحبت و مطالب دیگری هم دارد که إنشاءاللَه اگر خدا توفیق داد برای بعد.
اللَهم صل علی محمد و آل محمد
