اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

رابطه عیب‌پوشی با سیر و سلوک

14176
سال 1437
جلسات
نسخه عربی

رابطه عیب‌پوشی با سیر و سلوک

7
  • اولیای خدا همین هستند، اولیای خدا از آنجایی که اینها از نفس گذشتند و دیگر وجودشان همان وجود حضرت حق است ظهورات آنها هم همان ظهورات پروردگار است به آن ظهورات جمالیه در مقام کرامت؛ یعنی آنها هم همان ظهور را دارند.

  • ما و همین‌طور سایر افراد وقتی خدمت آقا می‌رسیدیم نمی‌توانیم بگوییم ایشان اطّلاع نداشتند بر اینکه ما چه کردیم، ولی وقتی که می‌رسیدیم انگارنه‌انگار، فقط در بعضی از اوقات از باب اینکه خیلی دیگر پشتک نزنیم و خیلی [اشتباه‌] نکنیم یک اشاره‌ای در صحبتی، خلاصه حواست جمع باشد و از این چیزها که یعنی ...

  • یک دفعه من شب با یکی از دوستان و رفقا یک کاری کرده بودم با اینکه به نظر خودم کار درستی بوده، اما حالا هرچه مثلًا یک‌خرده تند بوده یا جایش نبوده. فردا که خدمت ایشان رفتم ایشان پشت همان صندلی و میز خودشان نشسته بودند من هم پشت میز نشسته بودم. یک‌دفعه ایشان در همان حالی‌که داشتند می‌نوشتند فرمودند: فَإِنَّك بِأَعْينِنا وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّك‌ الطور، ٤٨ در مقابل چشمان ما قرار داری! همین‌طور سرشان به نوشتن [بود] حتی بلند هم نکردند! یک‌دفعه ما زنگمان به صدا درآمد که عجب، ما در این قضیه اشتباه کردیم! گاهی از این چیزها از باب تربیت و اینها که ضرورت اقتضا می‌کرد داشتند.

  • اما در غیر از این موارد می‌آمدند می‌خندیدند تبسّم می‌کردند به نحوی که آدم می‌گفت نه، مثل اینکه این قضیه به ایشان نرسیده، از آن بالا این مسئله هنوز در دست اقدام است، هنوز پایین نیامده که [اعمال‌] کنند. اینها این‌طور هستند.

  • خدا هم می‌خواهد بندگانش این‌طور باشند، بندگانش عیب را بپوشانند، عیب شخص پوشیده باشد و افشا نشود. این یک تبعاتی دارد یعنی یک مسائلی دارد. بالاخره خطا از همه سر می‌زند اما اینکه انسان بیاید این خطا را افشا کند یک اثری می‌ماند در نفس آن طرف که تا وقتی که چشمش به این می‌افتد آن مسئله در ذهنش زنده می‌شود. ولی اگر انسان نیاید این مسئله را بگوید انگارنه‌انگار، او خیال می‌کند این خبر ندارد، وقتی خبر ندارد با او تعامل می‌کند مثل ظاهر، می‌گوید می‌نشیند می‌خندد صحبت می‌کند مطلبی به دل ندارد. ولی وقتی که فهمید دیگر فهمید، فهمید که این شخص این عیبش را آمده مطرح کرده جایی گفته و امثال‌ذلک این دیگر از بین نمی‌رود.