رابطه عیبپوشی با سیر و سلوک
6دو سه شب از این قضیه گذشته بود، یک شب آقای حدّاد همینطور اصلًا بدون مقدمه و بدون اطّلاع از این قضیه یکدفعه شروع کردند مسئلهای را گفتن، فرمودند: آیا شیطان به صورت انسان در میآید یا نه؟ از آقا سؤال کردند یعنی اصلًا آن جریانی که اتفاق افتاده بود و آن صحبتی که شده بود شروع کردند همان را دوباره بیان کردن مرحوم آقا گفتند: بله، شیطان به صورت انسان در میآید. بعد ایشان فرمودند: آیا به صورت افراد صالح هم در میآید؟ مرحوم آقا گفتند: بله، به صورت افراد صالح هم در میآید، هم افراد خلاف هم افراد صالح. آقای حدّاد فرمودند: این تشخیصش از کجاست؟ از کجا انسان بفهمد این که الان در قبال او ظاهر شده و او را مشاهده میکند و او را دعوت به یک کاری میکند آیا این شیطان است یا اینکه ملک است؟ آقا گفتند: باید انسان معیار داشته باشد، محک داشته باشد، بصیرت، بتواند تشخیص بدهد این مطلبی که مطرح شده آیا این قضیه شیطانی است یا مربوط به ملائکه است. آقای حدّاد فرمودند: بله بله درست است مسئله همین است. بعد آقای حدّاد فرمودند که انسان نباید عیب مردم را ظاهر کند!
ببینید زدند به آن قضیه که ایشان به آن شخص گفته بودند که مکاشفه شما ایرادش این است که شما این که الان به این صورت درآمده آیا شیطان است یا ملک، شما فرق نمیگذارید خیال میکنید همه ملک [است.] این برای او یک منقصتی بود.
آقای حدّاد فرمودند که انسان نباید عیب دیگران را ظاهر کند، بعد این شعر مولانا را خواندند که:
داند و خر را همی راند خموش *** بر رخت خندد برای رویپوش فردایش ما داشتیم حرم مشرف میشدیم مرحوم آقا فرمودند که بچهها بیایید یک چیزی به شما بگویم. رفتیم جلو گفتند: این قضیهای که دیشب آقای حدّاد نقل کردند میدانید به کجا خورد؟ این خورد به آن مسئلهای که چند روز پیش برای ما اتّفاق افتاد البته ما خودمان در این قضیه و جریان بودیم چطور ایشان به آنجا اشاره کردند و بعد ایراد ما را هم گرفتند گفتند که شما آمدید و آن عیب آن شخص را گرفتید و این درست نبود، انسان بایستی که ستّاریت داشته باشد و به این کیفیت نباید بیاید عیب افراد را در رویشان و چهرهشان بیان کند.

