رابطه عیبپوشی با سیر و سلوک
5امیرالمؤمنین علیه السّلام در مسجد نشسته بودند یک مرتبه یک زنی آمد گفت: یا علی حکم خدا را درباره من جاری کن. حضرت فرمودند: مگر چه کار کردی؟ گفت: کار خلاف انجام دادم. گفتند: برو پی کارت، بلند شو برو، قاطی کردی صبح چه خوردی حالت بهم خورده، سردیت کرده گرمیت کرده، بلند شو برو پی کارت، چرتوپرت چیه میگویی! آن زن رفت و برگشت گفت: یا علی من ... گفتند: بلند شو برو پی کارت، اصلًا حرفش را نزن برو من هیچی نشنیدم! نمیخواهد ظاهر بشود.
حالا اگر ما باشیم چه کار میکنیم؟ کار نکرده را اینقدر در سرش میزنیم تا بگوید کردم! امیرالمؤمنین کار کرده را همچنین میگوید که برو پی کارت این حرفها چیه میزنی، به سرت زده چه کار میکنی. هی میخواهد مخفی کند، هی میخواهد [بپوشاند.]
این یک بحث فقهی است که آیا حدّ مترتب بر مقام ثبوت است یا مترتب بر مقام اثبات است؟ آنچه که به نظر حقیر میآید این است که مترتب بر مقام اثبات است البته حدّ نه قصاص قصاص مربوط به جرم و جنایتی است که شخص مرتکب میشود و صدمهای به شخص دیگر وارد میکند آن مترتب بر مقام ثبوت است. ولی حدّ آنچه را که مربوط به حق اللَه است، فرض کنید که شخص شُرب خمر کرده یا روزهخواری یا امثالذلک خلافی مرتکب شده، اینها مترتب بر مقام اثبات است؛ یعنی نفس مقام ثبوت موجب حدّ نیست بلکه باید اثبات بشود، اگر به مرتبه اثبات رسید آن وقت حدّ برای او [جاری میشود] امیرالمؤمنین علیه السّلام میخواستند این قضیه به مقام اثبات نرسد که حدّ در اینجا جاری شود.
یک روز خدمت مرحوم آقای حدّاد رضوان اللَه علیه بودیم، دو سه روز قبلش یک قضیهای اتّفاق افتاده بود که مرحوم آقا در یک واقعهای، بنده خدایی یک حرفی زده بود به رحمت خدا رفته ایشان عیب او را گرفته بودند و نقاط ضعف و خلل و نقصان او را به او تذکر داده بودند مکاشفهای داشت در مشاهداتش مکاشفاتش و طبعاً این موجب انتقاص او بود.

