اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

رابطه عیب‌پوشی با سیر و سلوک

14176
سال 1437
جلسات
نسخه عربی

رابطه عیب‌پوشی با سیر و سلوک

3
  • آن‌وقت این انسان دوپا گاهی اوقات در قساوت به حدی می‌رسد که قابل توصیف نیست، اصلًا قابل توصیف نیست. وقتی که حرمله تیر را در کمان می‌گذارد و حضرت علی اصغر را نشانه می‌گیرد شما چه توصیفی می‌توانید برای یک هم‌چنین شخصی بیاورید؟ کجا درنده یک هم‌چنین کاری می‌کند؟ حیوان کجا یک هم‌چنین کاری می‌کند؟ آخر انسان خیلی از موارد دیده که حیوانات درنده بچه شیرخوار را مراقبت کردند. شما با پدرش جنگ دارید خب بزن به پدرش حالا هر چی، این با علم به اینکه الان این تیر او به این طفل اصابت می‌کند، آخر یک بچه شیرخواره ... این دیگر چه قضیه‌ای است چه داستانی است؟!

  • یک وقتی من راجع به این قضیه صحبت می‌کردم که سند حقانیت عاشورا حضرت علی اصغر است؛ یعنی داستان حضرت علی اصغر یک داستانی است که هیچ مو لای درزش نمی‌رود. حالا بقیه بزرگ بودند، امام حسین علیه السّلام بزرگ بود، سنی داشت، حضرت ابوالفضل علیه السّلام بزرگ بود. حالا یا حق با این [بود] یا حق با او کاری به این نداریم بالاخره بزرگ بودند دیگر. در جنگ هم انسان یا می‌کشد یا کشته می‌شود. آمدند دفاع کردند جنگ کردند و کشتند. یا حضرت علی اکبر جوان بود، شجاع بود. حتی حضرت قاسم اینها بالاخره در یک سنینی بودند که [می‌جنگیدند] ولی حضرت علی اصغر یک بچه چند ماهه اینکه دیگر اصلًا معنی ندارد انسان بیاید به او تعرض بکند.

  • انسان وقتی که در قضیه کربلا به داستان حضرت علی اصغر برخورد می‌کند نیاز نیست به اینکه شیعه باشد یا سنی، اصلًا بی‌دین هم باشد آن وجدانش این مسئله را محکوم می‌کند وجدانش این مسئله را نمی‌پذیرد و مُهر بطلان و ظلم بر طرف مقابل می‌زند، حالا هر کسی می‌خواهد باشد فرقی نمی‌کند.

  • اصلًا گویا این داستان حضرت علی اصغر یک برنامه‌ای بوده از جانب خدا برای حقانیت راه امام حسین علیه السّلام، که افراد بیایند در این قضیه نگاه کنند و متوجّه بشوند و متنبّه بشوند و متذکر بشوند و ببینند انسان تا کجا از قساوت و لعامت و حیوانیت و پستی و دنائت می‌تواند جلو بیاید که به یک هم‌چنین قضیه و مسئله‌ای اقدام کند. اینها همه برای ما عبرت است‌ها! ما باید حواسمان را جمع کنیم. آنها هم مثل ما بودند ما هم مثل آنها! فقط زمانه بین ما و آنها فاصله انداخت. وگرنه به جایش انسان مشاهده می‌کند که نه، این‌طور نیست که فقط داستان کربلا یک قضیه منحصر به فردی بوده در آن تاریخ و دیگر پرونده‌اش بسته شد و تکرار نخواهد شد نه! برای همه ما داستان کربلا زنده می‌شود و ما باید همیشه خود را در این وضعیت ارزیابی کنیم! منتها صورتش فرق می‌کند.