
اهمیت عیبپوشی و خطرات افشای عیوب خلائق
اهمیت عیبپوشی و خطرات افشای عیوب خلائق
10آدم میرسد به اینجایی که دیگر دنبال نفسش میرود، دنبال این که حق چی هست نمیرود، فقط دنبال این است آن که من الان دارم مطرح میکنم، آن که من دارم الان میگویم و پخش میکنم این زمین نماند، این زمین نیفتد، این برایش مهم است. خب اگر شد با همین عبارتها با همین کتابها، با همین اطّلاعات با همین ضَرَبَ ضربها اگر با این شد شد، اگر نشد به مسائل دیگر میپردازیم، اگر شد دروغ میگوییم اگر شد تهمت میزنیم، اگر شد ... هستها شوخی نیستها!
یک شخصی نقل میکرد میگفت در یک مجلسی بودیم دیدیم که دارند به یک نفر تهمت میزنند اصلًا، گفتم که آخه شما دارید به این تهمت میزنید. میگویند نه این اشکال ندارد، برای اثبات موقعیت ما اشکال ندارد! تهمت هم بزنیم چه اشکال دارد؟! میگوییم بابا این را که میدانیم حالا طرف هر چه هست این کاره که دیگر نیست، یک چیزی بگو بماسد. گفت که نه این اینطور است! حالا ادعای سلوک هم میکنیم! ادعای راه خدا هم میکنیم! این راه خدا این است؟! خدا به داد آدم برسد، آدم به یک جایی میرسد که برای اثبات مسیر ناحق خودش خود را محق میداند که به یک مؤمنی تهمت بزند، اصلًا آدم نمیفهمد که جریان چیست، یعنی تا کجا انسان پیش میرود. اینها همه حبال شیطان است که انسان را با اینها به سمت و سوی خودش میکشاند و از آن جاده انسان را منحرف میکند.
سالک فقط باید به خودش نگاه کند، اصلًا نباید به این فکر باشد که یک روزی بر سر خودش میآید یا نمیآید، حالا گیرم بر سر خودش در این دنیا نیامد، گیرم که در آن دنیا هم خدا مؤاخذه نکرد. ما را چه به اینکه بیاییم و عیب یک شخصی را عیب یک فردی را که کسی [نمیداند،] حالا یک عیبی است که همه میدانند، خب میدانند دیگر چیزی را که نمیداند چرا انسان بیاید آن را بگوید، مطرح کند؟ چرا اصلًا در نفس خودش بیاورد؟ همین آوردن در نفس این خودش اوّل ضرری که در اینجا به وقوع میپیوندد متوجّه خود انسان است. حالا ضررها و مسائل و تبعات دیگر به جای خودش محفوظ، اوّل متوجّه خود انسان است.
