اهمیت عیبپوشی و خطرات افشای عیوب خلائق
8جالب اینجاست خیلی وقت پیش بود این قضیه را خواندم اینطور که در ذهنم است مثلًا وقتی که از اینها چون دولتی بودند پذیرایی هم شده بوده حتی از این نوشیدنیها! هم در خانهاش پیدا شده و با این کیفیت بود. میخواهم بگویم اینجور آدمی بودند ولی شما ببینید چقدر این شخص شخص با وجدانی بوده، شخص انسانی بوده، شخص با کرامتی بوده. البته خودش نخورد آنها خوردند، گفته بود من نمیخورم مدتی است دیگر نمیخورم حالا یا توبه کرده بوده یا هرچه بوده گفته بود من مدتی است از این چیزها نمیخورم. ولی از مهمانهایش به نحو اتم پذیرایی کرده بوده! پذیرایی را میکرده، حالا خودش محروم بوده ولی مهمانهایش را به یک نوایی میرسانده!
شما نگاه کنید او با این وضع میگوید من این کار را نمیکنم. شما را به خدا ما به اندازه این [شخص]، که متشرع هستیم و شیعه هستیم و اهل نماز و روزه و محاسن و امثال ذلک و مبلغ دین و ... اینقدر مروت داریم؟ اینقدر مروت در ما هست؟ او که دشمنش بود و امضایش را زیر نامه جعل کرده بود اینطور بخشید، ما میرویم از هزار سوراخ و سُنبه برمیداریم میکشیم بیرون! این دین ماست! دین ما این است! آنوقت کدام یک از دو طرف مسلمان هستیم؟ به ما میگویند مسلمان یا به آنها میگویند مسلمان؟! امام سجّاد که اینطور نیست.
امام میفرماید: اگر غیر از تو کسی مطّلع میشد من انجام نمیدادم، من گناه نمیکردم؛ چون دیدم تو ستارالعیوب هستی گناه کردم. گفتم با خدا کنار میآییم حالا مشکل نداریم! با غیر خدا نمیشود کنار آمد. از خدا ترس نداریم، خدا از خودمان است، خیلی با خدا مشکل نداریم. ترس ما از بندگان خداست، از مخلوق خداست، با آنها نمیتوانیم چکار کنیم!
بزرگان نسبت به این قضیه خیلی تأکید داشتند. کم مجالسی میشد که ما در خدمت آنها بودیم و اگر نظیر این مسائل پیش میآمد ما احساس میکردیم طرحش برای آنها خوشایند نیست، دعوت به سکوت میکردند، [دعوت] به گذشت میکردند. حتی میگفتند از ذهنتان هم این چیزها را پاک کنید، اصلًا خوب نیست این چیزها در ذهن باشد. انگار همین واقعهای که انسان آن واقعه را در ذهن خودش نگه دارد چه بخواهد و چه نخواهد در نفسش تأثیر میگذارد، آن اثر بد خودش را دارد. به عکس، اگر انسان از رفیقش یک واقعه خوب، یک انفاقی از رفیقش در نظر بگیرد هروقت به یاد او میکند انبساط پیدا میکند. یک کار خیری که از رفیقش در یادش است هروقت به نظرش میآید یک حالت بهجتی به انسان دست میدهد. یا اینکه کار خلاف، خلاف که میآید حالت غم حالت کدورت پیدا میشود. چرا انسان این را در ذهنش نگه دارد؟!

