اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت عیب‌پوشی و خطرات افشای عیوب خلائق

14852
سال 1437
جلسات
نسخه عربی

اهمیت عیب‌پوشی و خطرات افشای عیوب خلائق

3
  • امام علیه السّلام می‌فرماید: فَلَوِ اطَّلَعَ الیومَ عَلَى ذَنبِى غَیرُک مَا فَعَلتُهُ؛ اگر غیر از تو کسی بر گناه من اطّلاع پیدا می‌کرد من نمی‌آمدم این کار را انجام بدهم. آبرویم می‌رود آبرویم می‌رود، هیچ‌کس نمی‌آید آبروی خودش را در معرض حراج بگذارد، سعی می‌کند که گناهش مخفی باشد خطایش مخفی باشد، کسی از او اطّلاع پیدا نکند. آن مسئله‌ وَ لَو خِفتُ تَعجِیلَ العُقُوبَةِ یک مطلب دیگری است که بعداً به توضیح آن می‌پردازیم.

  • حالا در این فقره اوّل که حضرت می‌فرمایند اینکه من می‌دانم فقط تو می‌دانی و خیالم جمع است، تو بدانی عیبی ندارد خدایا! کسی دیگر نداند. تو بدانی نمی‌آیی فاش کنی: آی خلائق بدانید فلان بنده من فلان کار را انجام داده، فلان عمل حرام را مرتکب شده، نه! خدا این‌طور نیست. خدا به این کیفیت نیست، خدا عیب را می‌پوشاند.

  • این مسئله یک جنبه توحیدی دارد و یک جنبه فلسفی؛ جنبه فلسفی آن این است که: کلّ وجود و نظام عالم وجود بر اساس خیر است و جنبه رحمت غالب است بر جنبه غضب. یا مَن وَسِعَت رحمته کلّ شى‌ء، اللَهمَّ إنِّى أسأَلُک بِرَحمَتِک الَّتِى وَسِعَت کلَّ شى‌ء این رحمت و جنبه غلبه رحمت با افشا عیب منافات دارد. عیب زشتی است، پلیدی است، نقصان است، ظلمت است، کدورت است. جنبه رحمت پروردگار همیشه غالب است بر جنبه غضب او، لذا اثرش هم در عالم خارج ابراز رحمت است، ابراز زیبایی است، پوشاندن زشتی است، پوشاندن نقصان است.

  • إنّ اللَه جمیل و یحب الجمال‌ خدا جمیل است و جمال را دوست دارد؛ یعنی ظهور خودش در مظاهر جمالیه را هم دوست دارد چون اثر خودش است. دیدید وقتی یک خطاط خط می‌نویسد هی به خط خودش نگاه می‌کند! یک نقاش وقتی یک تابلو می‌کشد می‌گذارد جلویش و هی شروع می‌کند به نگاه کردن. نگاه کردن ندارد خودت کشیدی دیگر! نه، کیف می‌کند، عجب! این اثر من است، این زاییده من است. نفس خودش را در این تابلو می‌بیند، ظهور خودش را در این تابلو می‌بیند. آن [خطاط] ظهور خودش را در این خط می‌بیند، در این کشیدن، در این قوس، در این جزرومدی که به این قلم می‌دهد. احساس می‌کند خودش دارد می‌رود بالا، خودش می‌رود پایین، خودش کشیده می‌شود. این لامی که می‌آورد و به این کیفیت برمی‌گرداند آن خودش را در این لام مشاهده می‌کند، چطور در کاغذ نقش بسته و از اینکه به این کیفیت ظهور پیدا کرده انبساط پیدا می‌کند.