اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای برهان الهی

14003
سال 1437
جلسات
نسخه عربی

معنای برهان الهی

8
  • یک وقت آن زمان‌ها که ما خدمت مرحوم آقا بودیم، ایشان مجالسی که داشتند؛ گاهی اوقات ما دیر می‌آمدیم، زود می‌آمدیم؛ ایشان ما را مواخذه می‌کردند که چرا دیر آمدی؟ ده دقیقه دیر آمدی! پنج دقیقه دیر آمدی! یک روز به من گفتند: آقا سید محسن چرا شما دیر می‌آیی؟! گفتم که خب آقاجان تا راه می‌افتیم و [میاییم دیر می‌شود]. می‌گفتند این مجالس را من برای تو قرار دادم، آن وقت تو می‌گویی من پنج دقیقه دیر می‌آیم، ده دقیقه دیر می‌آیم!! این حرف، خیلی حرف عجیبی است!

  • ما مثلا در آن موقع توجه‌مان این بود که خب بالاخره یک مجلس است و رفقا می‌آیند، حالا ما آمدیم نیامدیم، حالا ما کجای کاریم، کجای قضیه هستیم، ما هم می‌آییم و یک گوشه‌ای می‌نشینیم و همین رفقا هستند و می‌آیند و ایشان هم صحبت‌شان را می‌کنند و حالا ما ده دقیقه دیر شد دیر شد، آمدیم حالا یک گوشه می‌نشینیم. این مجالس را من آوردم که تو این حرف‌ها را بشنوی، آن وقت تو می‌گویی من ده دقیقه دیر آمدم، حالا پنج دقیقه دیر شد. خیلی حرف حرف دقیقی است. چرا تو خودت را داری از این جمع جدا می‌کنی؟! این حرف مال همه است از جمله خود تو، نه اینکه حالا تو خیال کنی یک تافته جدا بافته‌ای هستی و نمی‌دانم حالا بالاخره یک مجلسی هست و مهم این است که یک مجلسی باشد و عده‌ای باهم باشند و جمع بشوند. توجه کردید؟

  • من حرف آقا را الان دارم می‌فهمم و مطلب ایشان را الان دارم می‌فهمم که ایشان چقدر روی تک‌تک کلماتشان [نظر داشتند و] وقتی‌که نگاه می‌کنم و تأمل می‌کنم می‌بینم عجب این را اصلا برای من گفتند، حالابه سهم خودم. و بعد یاد این عبارت خود ایشان افتادم که من وقتی در خدمت آقای حداد هستم، هر کلامی را که ایشان می‌گویند آن کلام را به خود می‌گیرم. ایشان آن موقع این مطلب را می‌فرمودند و ما این را هم می‌دیدیم؛ درحالی‌که بقیه می‌آمدند و با سماور ور می‌رفتند و با چایی ور می‌رفتند، چایی درست می‌کردند، مرتب می‌کردند، نمی‌دانم حواسشان به پنجره بود، به ساعت بود. این‌ها دنبال این بودند که مجلس بگذرد، از مجلس خوششان می‌آمد. حالا در مجلس آقای حداد هستیم، در مجلس [بزرگان‌] هستیم، چایی می‌دهیم، جانماز جمع می‌کنیم، مهرها را درست می‌کنیم، قرآن‌ها را مرتب می‌کنیم.