معنای برهان الهی
7برای انبیا و برای اولیا و معصومین این جنبه برهان و آن حقیقت و بطن گناه و باطن گناه روشن شده که این عمل موجب ابتعاد انسان از پروردگار است. وقتی روشن بشود خب هیچ وقت به طرف او هم نمیروند آنها، این را میگویند مقام عصمت. مقام عصمت این نیست که شخص مانند چوب باشد که هیچ کاری از او سر نزند، همانطوری که چوب هیچ کاری از او سر نمیزند، هیچ قدرت ندارد، اختیار ندارد و ارادهای از خودش ندارد و اینها همینطورند، بخواهند هم نمیتوانند گناه کنند؛ نه! اینطور نیست. بخواهند میتوانند، از من و شما هم بهتر میتوانند گناه کنند.
گناه نکردن و کفّ نفس این هنر است برای انسان نه اینکه انسان نتواند انجام بدهد، او که هنر نیست. خب سنگ هم معصوم است دیگر گناه نمیتواند بکند، این فرش هم معصوم است پس، کاری انجام نمیدهد، جمعش میکنند، لوله میکنند و میگذارند کنار و دوباره پهن میکنند، این کاری هم نمیتواند بکند، از خودش هیچ اختیار و ارادهای ندارد.
امام میتواند گناه کند همانطوری که ما میتوانیم گناه کنیم، هیچ تفاوتی بین ما و بین امام نیست. فرق این است که آن برهان برای امام روشن است و انجام نمیدهد و اگر آن برهان را خدا برای ما روشن کند میرویم انجام میدهیم. به امام گفتند که این عمل موجب ابتعاد است، میگوید چشم، حالا که موجب ابتعاد است من این عمل را انجام نمیدهم. به ما میگویند موجب ابتعاد است، میگوییم برو پی کارت! بابا که دیده و که خبر آورده است. این فرق بین ما و امام است! این شخص به مقام عصمت رسیده است و البته این پایینترین حدّ عصمت است و حالا عصمتهای بالا آن مراتب دیگری دارد و این کمترینش در افعال و کردار و محرّمات است.
ما هم اگر در همه مرتبه اینطور باشیم، ما هم همین هستیم. ما هم اگر نسبت به آنچه که به ما میگویند ترتیب اثر بدهیم و فقط اینطور نباشد که بیاییم دعای أبیحمزة را گوش بدهیم و بعد هم برویم پی کارمان و هر کاری دلمان خواست بکنیم؛ نه! آنچه که گفته میشود به آن ترتیب اثر بدهیم و جامه عمل بپوشانیم. اگر اینطور باشد خب کمکم انسان جلو میآید، جلو میآید. ولی اگر نه بخواهیم فقط با همین شنیدن و گفتن و ارتباط و به همینها دل خوش کنیم، امروز و فردا و سال دیگر و سالهای بعد همه در یک ردیف قرار میگیرد، همه در یک رتبه قرار میگیرد، به یک نسق همه قرار میگیرد.

