معنای برهان الهی
5پس نباید بگوییم این عبارت، این مقاله و این کتاب، چه کتاب خوبی است، قشنگی است، بسم اللَه دارد، از نهجالبلاغه در آن آوردند، از صحیفه سجادیه و دعای افتتاح آمدند در آن نقل کردند؛ بلکه باید ببینیم مصدر و مبدأ این عبارتها چه مبدأ و مصدری بوده، این مهم است. وگرنه بله در این کاغذها همه پر از دعاست از اول تا آخر این کتاب همهاش دعاست. مبدأ و مصدر نزول این مطالب مهم است، نه نفس این مطالبی که در اینجا آمده، آن اهمیت ندارد.
پس بنابراین خیلی ما باید حواسمان را جمع کنیم! آن چیزی که انبیاء و اولیاء و اهل مراقبه نسبت به آن تأکید دارند و خیلی نسبت به آن تحفّظ دارند، آن جنبه قطع ارتباطی است که به واسطه انجام عمل حرام و گناه برای انسان حاصل میشود. به این میگویند برهان. حضرت یوسف علیهالسلام این مسئله برایش منکشف شد. وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ یوسف، ٢٤ اگر این برهان برای حضرت یوسف منکشف نمیشد، حضرت یوسف در گناه میافتاد. این برهان چه بود؟ چوب بود و خدا آمد و یکدفعه سقف شکافته شد و یکدفعه مشاهده کرد چوب میخواهد به کلهاش بخورد؛ این که نبود! شمشیر بود؟ آتش بود؟ آتش نبود! جهنم بود؟ این حرفها نبود! حالت انقطاع و قطع ربط بین خود و خدا را به واسطه این عمل مشاهده کرد. اگر بخواهد این عمل انجام بشود، ارتباط تو با خدا دیگر قطع میشود این میشود بُرهان رَبِّه.
خب بالاخره وقتیکه انسان با خدا ربط داشته باشد، این حالت هم پیدا میشود دیگر. خدا که انسان را تنها نمیگذارد، میگوید برو هر کاری میخواهی بکنی بکن، نه! آن خدایی که به انسان این غرائض را داده، همان خدا هم در سر وقتش میآید و آنچه که موجب انحراف این غرائز میشود او را هم نشان میدهد. فقط یکی را نمیدهد و یکی را بدهد آن که ظلم میشود. اگر یکی را بدهد یکی را ندهد خب این ظلم است، این میشود مثل حیوانات، حیوانات این حرفها را نمیفهمند، به این چیزها توجه ندارند.

