قرب و بعد ذات پروردگار به موجودات
5لذا امام علیهالسلام وقتیکه میخواهد با خدا صحبت کند، میگوید خدایا تو آن حقیقت دست نیافتنی هستی، آن واقعیتی هستی که اصلا دست به او نمیرسد، اشاره به او نمیشود کرد، احساس نمیشود کرد، در تفکر نمیآید، در تأمل و تعمل عقلی نمیگنجد، در آن مرتبه فقط به نحو اجمال و به نحو ابهام ما میتوانیم یک اشارهای به آن مقام و به آن موقعیت کنیم. این در چه مقامی است؟ در مقام عزّ کبریائی اوست و در مقام جلال اوست که هیچ قرینی برنمیتابد و هیچ موافق و مرافق و مصاحبی را در کنار خود راه نمیدهد و در عزّ جلال خود و کمال خود مستغرق است.
دائما او پادشاه مطلق است *** در کمال عزّ خود مستغرق است یعنی آنچنان پروردگار، عزیز است و آنچنان پروردگار، منیع است که هیچ ذاتی را یارای دسترسی به او و تفکر به او و تأمل در او نیست. این مقام، مقام عزّ است. عزّ یعنی عزیز، عزیز یعنی بیهمتا، عزیز یعنی شخصی که در وجود، در قدرت، در مکنت، در بها و در عظمت، فرد است. عزیز مصر یعنی آن شخص صاحب مکنت و جلالی که فقط او حکم میراند و همه افراد را در تحت حکومت و مسئولیت خود قرار میدهد، عزیز یعنی این. هو العزیز القدیر، آن شخصی است که پادشاه است و ذات پروردگار دارای این مقام عزّت و قدرت است.
خب همانطوری که شیخ عطار میفرماید:
او به سر ناید ز خود آنجا که اوست *** کی رسد عقل وجود آنجا که اوست1 او در یک مقام و عظمتی است که در آن مقام، هیچ چیز راه ندارد و ثانی و دومی برای آن مقام اصلا قابل تصوّر نیست، هیچی! اوست و همه قوالب عدم هستند؛ اوست و همه ماهیات عدم هستند و اوست که به ماهیات لباس وجود میبخشد و به قوالب، لباس تعین و تشخص میدهد. پس او در یک مرتبهای است که در آن مرتبه هیچ حقیقتی و هویتی در آنجا راه ندارد، این مربوط به اوست. پس ما که هستیم؟ آن طرف مقابل هستیم. وقتی او در یک همچنین موقعیتی است که ثانی برنمیتابد، دومی برای خود برنمیگزیند، مصاحب و قرینی برای خود انتخاب نمیکند، پس ما در اینجا چه هستیم؟ همه ما عدم هستیم. پس امام علیهالسلام میفرماید این وضعیت ما خدایا و این هم وضعیت تو، تو در یک همچنین موقعیتی هستی و ما هم در یک همچنین موقعیتی هستیم.
- عطار نيشابورى- منطق الطير آغاز كتاب
او به سر نايد ز خود آنجا كه اوست *** كى رسد علم و خرد آنجا كه اوست
- عطار نيشابورى- منطق الطير آغاز كتاب

