اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قرب و بعد ذات پروردگار به موجودات

14073
سال 1436

قرب و بعد ذات پروردگار به موجودات

18
  • ما هم آهسته صحبت می‌کردیم و آن شخص پیغام را داد و من هم حرف خودم را زدم. بعد ایشان فرمودند که این مطلب را به این کیفیت برگردانید. یکی از رفقای ما می‌گفت که وقتی این در بسته بود، یک نفر در آنجا گوشش را آورده بود چسبانده بود به این در و سفت فشار می‌داد و حالا هم خیال می‌کرد که ما این‌جا نشسته‌ایم. بابا ما در کنار منبر نشستیم و ده متر یا پانزده متر فاصله است، حالا نمی‌دانم آن حسینیه چند متر است، باید بیش از ده متر باشد، خلاصه این فاصله را دارد و ما داریم آهسته حرف می‌زنیم و او گوشش را چسبانده و اصلا نمی‌فهمد. که چه! توجه می‌کنید؟ برای چه؟!

  • آقاجان! وقتی تو می‌بینی در بسته است خداحافظ شما، دیگر چرا می‌خواهی گوش بدهی، چه کار داری! این‌ها همان چیزهایی است که آدم را گیر می‌اندازد، توجه کردید و گیر هم افتاد، البته خب ان‌شاءاللَه امیدواریم که خدا از سر تقصیرات همه بگذرد و از این هم مثل خطاهای دیگر که ما می‌کنیم، بگذرد.

  • وقتی شما وارد یک جایی می‌شوی و می‌بینی که مسأله این‌طور است، چه کار داری! بارها بنده عرض کرده‌ام و گفته‌ام یکی از کارهایی که من دیده‌ام و گاهی از روی نادانی و جهالت انجام می‌شود، این است که، وقتی یک شخصی دارد با یکی صحبت می‌کند، یکی این‌جا نشسته و چشم می‌دوزد که‌ ببیند این چه دارد به او می‌گوید. چه کار داری؟ یا از آنجا دارد نگاه می‌کند! سرمان به کار خودمان باشد، سرمان به رفتار خودمان باشد. این‌ها چیزهایی است که آدم را از آن مسائل اصلی نگه می‌دارد و متوقف می‌کند و نمی‌گذارد که جلو برویم، همانجا نگه می‌دارد. ده سال، بیست سال، صد سال، هزار سال، همین هستیم، انسان با این حال یک سانت هم از این‌جا حرکت نمی‌تواند کند و خب معلوم است گاهی اوقات هم سرنوشتش به کجا خواهد رسید.