اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قرب و بعد ذات پروردگار به موجودات

14073
سال 1436
نسخه عربی

قرب و بعد ذات پروردگار به موجودات

6
  • راستی اگر ما به این مطالب یک خرده باور داشتیم، یک کمی باور داشتیم؛ نمی‌گویم آنچه را که اولیاء باور دارند، باور داشته باشیم، اصلا در آنجا بحثی نیست؛ واقعا اگر یک مقداری، یک سر سوزنی، یک دانه جویی از این مطالبی را که امام علیه‌السلام می‌فرماید باور داشتیم، دیگر در دنیا این‌طوری زندگی می‌کردیم؟! که دیگر پیش هر کس و ناکسی، نود درجه تا رکوع خم بشویم، بلکه به حال سجده بیفتیم، هان؟! بلکه بلند شویم پیش این و پیش آن گردن کج کنیم، آقا این‌طور و آقا آن‌طور، پس معلوم است این‌ها را باور نداریم. فقط دلمان خوش است به این‌که در شبهای ماه رمضان دعای ابوحمزه و دعای افتتاحی می‌خوانیم، می‌رود تا یازده ماه بعد، دوباره سر و کله‌مان در این مجالس پیدا می‌شود و شب‌ها از نو و روزها هم از نو.

  • چقدر آمدیم در این فقرات تأمل کردیم! آخر بابا این فقرات را امام سجاد و ائمه برای دوازده ماه ما گفته‌اند، نه فقط برای ماه رمضان، آن هم به این آبکی، آن هم با این وضعیت و این‌طوری! بله! دعای أبی‌حمزه خواندیم و به صحبت‌های آقا هم گوش دادیم و الحمدلله چه شب‌های خوبی بود، تمام شد. خیلی خب امشب ظاهرا حالا دیگر نمی‌دانیم شب آخر هست یا نه به حسب ظاهر داریم می‌گوییم شب آخر است و ماه مبارک تمام شد، تمام و ما هنوز اندر خم یک کوچه مانده‌ایم، در این عبارات و در این معانی و در این مفاهیم، هنوز در این‌جا هستیم.

  • ائمه اینها را برای دوازده ماه ما گفتند، وقتی‌که حضرت دعای ابوحمزه را انشاد می‌کند، یعنی می‌خواهد بگوید ای شیعیان من! شما باید در این دوازده ماه این فقرات دعای أبی‌حمزه را نمی‌گویم از حفظ کنید، که حفظ نمی‌کنید حداقل هر یک ماهی، هر دو سه هفته‌ای یک نگاهی بیندازید. آنهایی که عربی می‌دانند خب خود عربی، آنهایی که نمی‌دانند ترجمه‌اش را نگاه کنند، و بالاخره ببینند متوجه بشوند با توجه به مقدماتی که ما در این یک ماه خدمت رفقا عرض کردیم که این دعا را امام واقعا انشاد کرده است، نیامده در این‌جا امام بازی دربیاورد نعوذ باللَه و فیلم بازی کند، در وهله اول این دعا را برای خودش فرموده است. اگر می‌خواست این دعا را به ما بگوید خب یک‌دفعه می‌رفت در مسجد مدینه می‌گفت و کتّاب می‌نوشتند و بعد می‌رفت خانه‌اش، دیگر شب‌ها خواندنش برای چیست؟ دیگر در را بستن و در اتاق رفتن و شب تا صبح در حال خودش دعای أبی‌حمزه را بخواند، برای چیست! دیگر گریه کردن‌هایش را هم، برای ما کرده در اتاق، یا رفته در میان صحرا زیر آسمان این دعاها را خوانده است.