قرب و بعد ذات پروردگار به موجودات
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
وَ مَا أَنَا یا رَبِّ وَ مَا خَطَرِى هَبْنِى بِفَضْلِک وَ تَصَدَّقْ عَلَىَّ بِعَفْوِک أَىْ رَبِّ جَلِّلْنِى بِسَتْرِک وَ اعْفُ عَنْ تَوْبِیخِى بِکرَمِ وَجْهِک فَلَوِ اطَّلَعَ الْیوْمَ عَلَى ذَنْبِى غَیرُک مَا فَعَلْتُهُ وَ لَوْ خِفْتُ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَةِ لاجْتَنَبْتُهُ لا لِأَنَّک أَهْوَنُ النَّاظِرِینَ وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِینَ بَلْ لِأَنَّک یا رَبِّ خَیرُ السَّاتِرِینَ وَ أَحْکمُ الْحَاکمِینَ وَ أَکرَمُ الْأَکرَمِینَ.
ای پروردگار من! مرا به پوشش خود بپوشان! و از توبیخ من به کرم وجه خودت درگذر!
در اینجا امام علیهالسلام لحن صحبت خود را با پروردگار و مناجاتشان را تغییر میدهند. تا حالا عرضه میداشتند أنا یا سیدی عائذ بفضلک، و ما أنا یا رب و ما خطری، یا خیر من دعاه داع، یا اللَه فی جرأتی و مسألتی. همه را با «یا» که حرف ندا است و ندای معمولا بعید است آوردهاند، البته در ندای قریب هم میشود و عرب با «یا» استعمال کرده است. حضرت، خدا را مورد خطاب قرار دادهاند: ای خدای من! ای پروردگار من! ای رب من! ای اللَه! این «یا» حکایت از یک ندای مقام عظمت و مقام کبریائیتی میکند که کأنّ امام علیهالسلام در اینجا ساحت قدس پروردگار را در یک مرتبه مقام عزّ و جلال و کبریائیت و بهاء تصوّر میکنند و قرار میدهند و بعد حضرت با آن مقام و عظمت، به مناجات و دردِ دل و صحبت از ما فی الضمیر و آنچه که بین خود و بین خدا میتواند مطرح باشد، بیان میکنند و قاعدهاش هم همین است.
ما در صحبتهای خودمان و در مراودههای خودمان، در آن عبارتهایی که برای سلاطین هم به کار میبرند، همین را میبینیم. مثلا فرض کنید که نسبت به پادشاه وقتی که وارد میشوند نمیگویند شما این کار را کردید، میگویند مقام منیع سلطنت اینطور مقرر فرمودند، حالا پادشاه جلویش نشسته ها! یک متری دو متری جلوی او نشسته و دارد بیر بیر نگاهش میکند. این میگوید مقام منیع سلطنت اینطور فرمودند و نمیگوید شما اینطور گفتی! اگر بگوید شما اینطور گفتی، او میگوید مرتیکه حرف دهانت را بفهم که با چه کسی داری حرف میزنی، میفهمی طرفت کیست؟

