اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

قرب و بعد ذات پروردگار به موجودات

14٬300
سال 1436

شرح فقره وَ مَا أَنَا یَا رَبِّ وَ مَا خَطَرِی هَبْنِی بِفَضْلِکَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیَّ بِعَفْوِکَ أَیْ رَبِّ جَلِّلْنِی بِسَتْرِکَ وَ اعْفُ عَنْ تَوْبِیخِی بِکَرَمِ وَجْهِکَ

قرب و بعد ذات پروردگار به موجودات

توضیحات:

شرح فقره وَ مَا أَنَا یَا رَبِّ وَ مَا خَطَرِی هَبْنِی بِفَضْلِکَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیَّ بِعَفْوِکَ أَیْ رَبِّ جَلِّلْنِی بِسَتْرِکَ وَ اعْفُ عَنْ تَوْبِیخِی بِکَرَمِ وَجْهِکَ

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

قرب و بعد ذات پروردگار به موجودات

7
  • خب اصحاب نقل می‌کنند که در کنار بیابان می‌رفتند، در کنار یک درختی می‌رفتند، وقتی‌که متوجه می‌شدند، می‌دیدند که یکی از این ائمه در حال راز و نیاز است. مگر أمیرالمؤمنین نمی‌رفت در بیرون مدینه در نخلستان‌ها و حتی بعضی‌ها تعقیب می‌کردند حضرت را، چون ایشان دشمن داشتند و احتمال خوف می‌دادند که بیایند صدمه و ضرر برسانند. کمیل مگر دنبال حضرت راه نیافتاد، اصبغ بن نباته مگر نمی‌گوید که در بعضی از شب‌ها که رفتم، صدای مناجات می‌شنیدم و امثال ذلک. خب اینها را ائمه اگر می‌خواستند برای ما بگویند، دیگر در نخلستان رفتنشان برای چه بود؟ دیگر در نیمه‌های شب دست به سِتار کعبه و پرده کعبه گرفتن و آن اشعار و آن مناجاتی که اصمعی نقل می‌کند از علی‌بن الحسین، برای چه بود؟ یعنی تا چقدر ما سر خودمان را در برف کنیم و نخواهیم به این مفاهیم و به این مطالب برسیم و هی بخواهیم با لیت و لعل و نمی‌دانم و شاید، از یک هم‌چنین معانی عمیق و رشیق و رقیق که باید نشست ساعت‌ها درباره‌اش فکر کرد، [دست برداریم و به سادگی بگذریم‌].

  • گاهی اوقات می‌شود، بعضی از اوقات می‌شود، بعضی از این فقرات را همین‌طور که تنها هستم و در تنهایی خودم [بر روی آن‌ها تأمل می‌کنم‌]، وقتی یادم می‌آید یک‌دفعه نگاه می‌کنم می‌بینم دو ساعت گذشته است و من در یک مفهوم این عبارت همین‌طور دارم حرکت می‌کنم و سیر می‌کنم و هر چه جلو می‌روم باز می‌بینم که امام جلوتر از من است و او جلوتر از من است، یک‌دفعه می‌بینم عجب این معنا روشن شد. خب پس معلوم است که او جلوتر از من است. باز همین‌طور معنای جدید، معنای جدید به ذهن می‌آید.

  • نشسته‌ایم و می‌گوییم آقا امام این‌ها را برای ما گفته، در مورد خودش که این حرف‌ها نیست. چرا نیست؟ چرا ما نباید این حقیقت توحید را در همه مراتب وجود تسرّی بدهیم و ساری و جاری کنیم. برای چه؟ این ظلمی است که ما داریم به مکتب ائمه علیهم‌السلام روا می‌داریم که وظیفه و آن موقعیتی را که آنها در پی آن بودند، مسئولیتی را که در پی آن بودند، ما آن مسئولیت را خراب می‌کنیم و آن مسئولیت را از آنها می‌گیریم و این‌ها را تبدیل به یک انسان‌های روبات‌گونه می‌کنیم که فقط در این دنیا آمدند و همین‌طور یک سری مطالبی را گفتند که نه خودشان عمل می‌کردند و نه نسبت به این مطالب آنها راه داشتند، فقط برای ما گفتند و بعد هم گذاشتند و رفتند و همین!

/ 380