امید عامل اصلی حرکت سالک
6جمله ذرات عالم در نهان *** با تو میگویند روزان و شبان ما سمیعیم و بصیریم و هشیم *** با شما نامحرمان ما خامشیم هوشیار هستیم تو خیال میکنی ما چیزی سرمان نمیشود، تو خیال میکنی ما فقط آب و دانه و علف میخوریم، تو خیال میکنیم که ما فقط یک پرندهای هستیم و حرکت داریم
ما سمیعیم و بصیریم و هوشیم *** با شما نامحرمان ما خاموشیم1 شما چیزی سرتان نمیشود خودتان را گل سرسبد عالم فرض میکنید و علامالغیوب فرض میکنید و عقل کل نسبت به همه، درحالتیکه از پشت سرتان خبری ندارید نمیدانید پشت شیشه پنجره چه میگذرد. خیال میکنید همه چه میدانید برای اینکه بفهمید در آن اتاق چه خبر است باید پنجره را بزنید کنار، آنوقت میگویید ما گل سرسبد تمام عالم هستیم ما خلیفه خدا هستیم.
بله هستیم ولی اگر به کار ببندیم، این استعداد را به کار ببندیم، نیاییم به غفلت بگذرانیم نیاییم وقت بکوبیم، نیاییم آن استعداد را خفه کنیم، نیاییم آن نورانیتی که خدا قرار داده را تبدیل به ظلمت کنیم بله هستیم، منتها به شرطها و شروطها! اگر آمدیم و به کار بستیم. پیش پیغمبر همه بودند، پیغمبر میرفت بالای منبر صحبت میکرد همه را نصیحت میکرد، به همه مطالب میفرمود، همه هم مینشستند پای صحبت پیغمبر، یکی خوب گوشش را تیز میکرد بعد هم خوب در صورت پیغمبر نگاه میکرد، که از این دهان مبارک او چه بیرون میآید، چه سخنی بیرون میآید که روی هوا بزند، روی هوا بزند. یک حرفی که از دهان پیغمبر میآید بیرون از آن غفلت نکند، یک کلمهاش را از دست ندهد یکی اینطور، یکی هم همینطور نگاه میکرد به به عجب رسول اللَهی است! چقدر حرفهای خوبی میزند چقدر پیغمبر خوبی است، رحمة للعالمین است چقدر خلیق است، خوش اخلاق است. به نزدش میآییم میگوییم قصه بگو قصه سابق و امم سالفه را برایمان میگوید، این را بگو، اینها هم بودند، همین: پیغمبر خیلی خوب است. پیغمبر خیلی خوش اخلاق است، مگر نمیگفتند؟!
- مثنوى معنوى، دفتر سوم.

