اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه خداوند در عالم وجود و موقعیت انسان در مقابل او

14021
سال 1436
نسخه عربی

جایگاه خداوند در عالم وجود و موقعیت انسان در مقابل او

6
  • الان من وقتی‌که نگاه می‌کنم به حال و روزگار خودمان، به یاد آن زمان‌هایی می‌افتم، زمان‌های سابق برمی‌گردم سابق سابق سابق، آن زمان‌هایی که شب‌های سه شنبه با مرحوم آقا بودیم. دیگر با چه زبانی به ما می‌خواستند بگویند بابا بنشینید سر جایتان؟ با اشاره می‌گفتند، با کنایه می‌گفتند، بصورت تلویح می‌گفتند، حتی تصریح می‌کردند، بابا در حال خودتان باشید، در هوای خودتان باشید، در ربط خودتان باشید، دل را به این‌طرف و آن‌طرف ندهید، توجه کردید؟ دل را به این‌طرف و آن‌طرف ندهید! ما می‌گفتیم آقا چه می‌گوید؟ این حرف‌ها چیست؟ این مسائل چیست، برای چه ایشان این حرف‌ها را می‌زند. خب آدم دارد زندگی می‌کند ارتباط دارد، این مطالب چیست؟

  • خدا رحمتشان کند! نور به قبرشان ببارد! بعد از گذشت سی سال، سی و پنج سال، چهل سال تازه الان دارم می‌فهمم که آن موقع ایشان چه می‌گفتند، تازه بعد از این‌که شصت سال از سن‌مان می‌گذرد، شصت سال دارد می‌گذرد ها! تمام شد، تازه می‌فهمیم که آن موقع این حرف‌های ایشان چه بود و مای بیغ، کجا بودیم! بیغ بیغ از این چیزها، دستخوش تحولات و بیا و برو و بالا و پایین و بکوب و نکوب و همین‌طوری. او دارد پنجاه تا پشت مسأله را همین‌طور نگاه می‌کند و می‌گوید، ما فقط یک متر جلوی سرمان را داریم می‌بینیم، یک متر دو متر بیشتر نمی‌بینیم، فقط همین را می‌بینیم، آن دارد پنجاه تا پشت در پشت را همین‌طور نگاه می‌کند و دارد می‌بیند که بابا این‌طور باشید و آن‌طور باشید. سرتان به کار خودتان باشد، فکر را به این‌طرف و آن‌طرف ندهید، با انحراف و انصرافِ فکر به این‌طرف و آن‌طرف، دیگر در این دل جایی برای او نمی‌ماند تا این‌که آن محبوب پا بگذارد و در این منزلگه دل و جایگاه دل فرود آید.

  • می‌بیند در دل خبر است، در این دل موشک است، می‌گوید بابا من با موشک جور درنمی‌آیم، در این دل تانک است، در این دل موشک است، در این دل اتم است، در این دل هسته است، در این دل مغز پسته است. در این دل خالی نیست که من از آنجا بخواهم بیایم این‌جا، در همانجا می‌مانم، در همان افق خودم می‌مانم، نزول اجلال نمی‌کنم، باید جایی بیایم که برای من جا باشد، تو که دلت را پر کردی، وقتی تو دلت را پر کردی، خب من کجا بیایم؟ جای من در دل است نه در گِل، من باید جایگاه خودم را خالی ببینم آن‌وقت بیایم، آن وقت بیایم و پا بگذارم.