حقیقت ولایت امام علیه السلام
6بعضیها میآیند پیش آدم و با آدم شروع میکنند به حرف زدن، اما آنچه را که واقع هست نمیگویند، بعد که آدم چند تا سوال میکند و سوال پیچشان میکند، یکدفعه موضوع روشن میشود، بابا زبانت دربیاید، بگو، چرا این را نمیگویی؟ چیزهایی که به نفع خودش است مطرح میکند، حرفهایی که میداند طرف مقابل را میبرد به سمت و سوی خواست خودش، آنها را مطرح میکند، اما آنچه را که واقع هست نمیگوید، تقصیر خودش را نمیگوید، کاری را که خودش کرده نمیگوید.
اما بعضیها نه! صاف میآیند پیش ما و از اول میگویند آقا! ما این کار را کردیم، این از این، ما این کار را کردیم و اینها کارهای ما است، این کارهایی هم که دیدید کردم، خب این از ما. اینها کارشان راحت است، اینها سیرشان سیر راحت است، اینها حرکتشان در حرکت نفس راحت است، تجرد نفس برای اینها خیلی راحت پیدا میشود، عبور اینها از موانع خیلی راحت است. اینجور افراد که اول عیب خودشان را میگویند: آقا من در این قضیه این کار و این کار را کردم، طرف مقابل من هم البته این کارها را کرد، سیرشان راحت است. میگوییم خیلی خب سی درصد تو و هفتاد درصد او، پنجاه درصد تو و پنجاه درصد او، هفتاد درصد تو و سی درصد او، درست شد؟
یا اینکه نه هی میآییم، هی میپیچانیم، هی میپیچانیم و هی اینطرف و آنطرف میرویم و هی عیبها را به آنطرف میبرد میبرد، میگوییم عجب آدمی است، پس این طرف تو باید شمربنذیالجوشن باشد! اینطور که تو داری میگویی باید یزید بن معاویه باشد! والا غیر از آن نمیتواند یک همچنین کاری انجام بدهد. بعد تحقیق میکنیم بابا بیچاره مظلوم اصلا این حرفها چیست؟ همهاش تقصیر خودش است، همه عیب و ایرادها تقصیر خودش است. یک یزید و شمری برای آدم درست میکند که آدم اگر تحقیق نکند، زار زار مثل ابر بهار به حالش گریه میکند که چه ظلمی به او شده است. اینجور آدمها فایدهای ندارند، اینها حرکتی ندارند، سیر ندارند و عین خر عصاری دور خودشان تا شب میگردند و هیچ نتیجهای از این حرکت عائدشان نخواهد شد، اینها این قسم هستند.

