حقیقت ولایت امام علیه السلام
3اما اینکه أمیرالمومنین علیهالسلام الان دارد این در را میکند خودش هیچ است! اصلا ما این حرفها را نمیفهمیم! اینها حرفهای صوفیه است! اینها حرفهای وحدت وجودیهاست! اینها حرفهای متصوفه است! اینها حرفهای افراد قائل به حلول و امثال ذلک است! که البته هیچ ربطی ندارد و فقط همه چیز را به همدیگر میچسبانیم.
اینکه پیغمبر با دست اشاره میکند و ماه دو نصف میشود؛ یا اینکه میگوییم این حرفها تخیلات است و خب خودمان را راحت میکنیم و از حساب و جواب و پاسخ و پرسش راحت میکنیم، یا اینکه اگر گفتیم نه تخیل نیست و واقعیت دارد، اینگونه توجیه میکنیم که رسول اللَه دارای این مقام، دارای این خصوصیت، دارای این موقعیت، دارای این فیض و دارای این مرتبه وحی هست و در یک همچنین حال و موقعیتی است و بالاخره خداوند دعای او را مستجاب میکند و وقتیکه دعا میکند خدایا ماه را دو نصف کن، خدا هم این عمل را برای او انجام میدهد، چون او خیلی بالا رفته است، دعایش مستجاب است!
حالا اگر به جای پیغمبر یک بچه چهار ساله پنج ساله بیاید و اشاره کند و ماه را دو نصف کند، همه ما هنگ1 میکنیم، یعنی صاف قفل میکنیم: چه شد؟ یعنی کاری که یک پیغمبر در مقام نبوت و در مقام عصمت و در مقام حیازت مراتب عالیه انجام داد، بچه که کسی نیست، بچه که باید برود توپش را بزند و ماشینش را کوک کند و دنبالش راه بیفتد، بچه بلند شود ماه را دو نصف کند، این اصلا معنا ندارد، مگر میشود؟ آقا اینها خیالات است و درست نیست. حالا اگر آمد و انجام داد، میمانیم پس چه شد؟ آنچه را که تحلیل میکردیم برای خودمان در این اتفاق و در این امر غیرعادی، همهاش به هم میریزد. ما میگوییم حتما کسی که این کار را میکند باید سالک، عارف و ولی الهی باشد؛ خب بچه که پیغمبر نیست، بچه که سلوک نکرده، بچه که عارف نیست، بچه که کاری انجام نداده است، یکی باید دستش را بگیرد تا از پله درست پایین بیاید، بچه یک همچنین [موقعیتی دارد]، نمیتوانیم درک بکنیم. اما اگر این حقیقت برای ما روشن شد، هضمش خیلی آسان است. چه اشکال دارد بچه هم بزند و ماه را دو نصف کند؟ هیچ اشکال ندارد، اصلا و ابدا، یک بچه هفت ساله، یک بچه ده ساله، یک بچه سه ساله بیاید و خورشید را نگه دارد، مگر آقا اصلا میشود؟ اصلا مگر امکان دارد؟
- ١ -Hang كلمه انگليسى بمعناى تعليق و اصطلاحا قفل شدن است

