اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تجلی و ظهور تمام موجودات از ذات باری تعالی

14003
سال 1436
نسخه عربی

تجلی و ظهور تمام موجودات از ذات باری تعالی

7
  • پس بنابراین ظهور خلائق از پروردگار به معنای تشکل و به معنای قالب‌گیری و به معنای تشخص و به معنای تعین یک شیئی است که آن یک شی‌ء با آن وجود اصلی غیرقابل انفکاک است، غیرقابل افتراق است، غیرقابل تمایز مکانی و تمایز زمانی است.

  • الان شما این دست مرا مشاهده بکنید، این دست من یک چیزی است که فرض کنید که عبارت است از استخوان و گوشت و عصب و این چیزها، این دست من است. وقتی می‌گویم فلانی دارای دو دست است تا می‌گویند دارای دو دست، چه تصوّری از شما می‌آید؟ آیا مچ او در نظرتان می‌آید یا بازشدن دست به نحوی که پنج انگشت مشخص شود آن را به آن دست می‌گویند؟ یا پنج انگشت بسته؟ هیچ‌کدام اینها. وقتی می‌گویند: شخص دارای دو دست است نه مچ او در نظر می‌آید، نه انگشت‌های او که باز دارد می‌شود و نه بسته می‌شود و نه حالات مختلف. یک حالت ابهام که همه این حالات را در بر می‌گیرد به او می‌گویند دست، آن‌وقت این دست وقتی‌که می‌خواهد در جلوی شما قرار بگیرد بالاخره باید به یک نحوی قرار بگیرد. الان پنج انگشت من باز است آیا این که الان من پنج انگشتم را باز کردم از حالت دست بودن خارج شده یا خارج نشده؟ خارج نشده، همان دست الان به این شکل است، الان شما نگاه کنید من این پنج انگشت را می‌بندم آیا از حالت دست بودن خارج شد؟ نه باز هم دست است شما الان نگاه کنید من این‌طور کردم، باز این دست است، بستم، باز دست است. دو انگشت را باز می‌کنم، سه‌تا را می‌بندم باز دست است، چهارتا را باز می‌کنم ... ممکن است به بیست صورت، سی صورت من این دست را دربیاوریم و همه اینها دست است و همه اینها با یکدیگر فرق می‌کند.

  • شما وقتی‌که می‌خواهی فرض کنید که یک مشت بزنید طرف را نقش بر دیوار کنید این‌جوری که نمی‌کنید، این‌جوری می‌کنید یک پنجه بکس هم از اینها می‌گیری می‌گذارید که دیگر ضربه قاطع باشد، او را بزنید به دیوار که اصلًا اثری از او نماند؛ دست را باز نمی‌کنید، وقتی‌که شما در استخر و دریا هستید و دارید شنا می‌کنید با مچ دستتان شنا نمی‌کنید چون آن طوری شنا فایده ندارد، تمام دست را باید باز کنید، یک‌خرده هم مچ باید این‌جوری [مقعر] باشد که آب در آن جمع شود، وقتی‌که می‌خواهید این دست را بیارید، دیدید این‌جوری، این‌جوری که نمی‌آرید، یا اینکه بخواهید دست را این‌جوری: من دلم می‌خواهد شنا کنم ولی این‌جوری شنا کنم! اصلًا صاف می‌رود زیر آب، باید دست باز باشد به این شکل؛ پس معلوم می‌شود دو ظهور است، یک ظهورش یک خاصیت دارد ولی وقتی‌که می‌خواهید بزنید یک چیزی را نصف کنید آنجا دیگر با دست باز این‌جوری نمی‌زنید آن‌جوری لِه می‌شود، این‌جوری وقتی‌که بزنید دو نصف می‌شود. در عین اینکه این دست است هر شکلی از دست یک خاصیت دارد، یک ظهور مختلف است، یک نوع از دست است که با آن نوع دیگر تفاوت می‌کند.