تجلی و ظهور تمام موجودات از ذات باری تعالی
3این کسی که میگوید من این را دارم پس آن «من» غیر از آن علم است غیر از عالم است، غیر از قدرت است، غیر از رحمت و عطوفت و شجاعت و این چیزهاست. آن «من» را وقتی که میگوید من، این «من» را به آن ذات میگویند. پس ما ذاتمان همان حقیقتی است که ادراک میکنیم و با آن حقیقتی که ادراک میکنیم هیچ چیزی را نمیتوانیم در کنارش جا بدهیم هر چیزی را جا بدهیم جدای از اوست.
یکی از مطالب و دستوراتی که بزرگان برای سیر نفس و برای ادراک و رسیدن به حقیقت نفس میدادند توجّه به نفس است. در مرتبه اوّل توجّه البته مراتب دیگری دارد که حالا آن مراتبش [قابل ذکر] نیست آن در مرتبه اوّلش این است که انسان وقتیکه مینشیند حالا یا چشم خودش را ببندد یا نبندد بهتر است که ببندد تمام خطورات را باید از خودش دفع کند کارهای که انجام داده، مسائلی که در طول روز انجام داده، اینها را همه را از ذهن خودش دفع میکند و بعد آنوقت باید برود یک قدم عقبتر عمیقتر کند، شروع کند به صفاتی که آن صفات باعث شده این کارها را انجام بدهد، علم و قدرت و رحمت و عطوفت و شجاعت و بخشش و مهربانی و تفکر و تعقل و ... اینها جزو صفات انسان است، تفکر، تعقل، قساوت و این چیزها اینها را هم یکییکی در نظر میآید از اینها هم باید رد شود باز برود در خود و این نگرش به خود را هی عمیق کند، عمیق کند تا اینکه به جایی برسد که در وجود خود دیگر صفتی نبیند؛ نه علم ببیند، نه قدرت ببیند، نه بخشش ببیند، نه تعقل ببیند حتّی، نه تفکر ببیند، نه تأمل ببیند هیچ چیزی در آنجا نبیند و غیر از ذات خود چیز دیگری را در قبال او و در کنار او مشاهده نکند که به این میگویند توجّه به نفس. این مرتبه مرتبه اوّل است، بعد از این مرتبه مراتب دیگری عمیقتر میشود که جای گفتن آن هنوز نیست.

