تجلی و ظهور تمام موجودات از ذات باری تعالی
10هرچه انسان نسبت به این معارف اطّلاع بیشتری داشته باشد خضوعش و تواضعش و مقام ذلّتش بیشتر است و این هم یک چیز اعتباری نیست آدم میفهمد تا نگاه به طرف بکند میفهمد بابا این کیست. مدعی است یا واقعاً یک خبری است، حرف دارد میزند یا واقعاً در وجودش مطالب و چیزهایی پیدا میشود. مشخص است با یک نگاه کردن آدم میفهمد، نشد با دو دقیقه صحبت کردن، ده دقیقه صحبت کردن میفهمد که این چیست.
اینجاست که ائمه ما را سوق میدادند به آن علمایی که این حقایق در وجود آنها رسوخ کرده بود نه فقط یک اطلاعاتی داشته باشند و بخواهند برای مردم بیان بکنند، مانند آن روایت امامعسکری علیهالسّلام که راجع به علما و اینها صحبت کردند و روایت امامصادق علیهالسّلام و همینطور از امیرالمؤمنین هست مطالب زیاد است از خود امامسجاد هم در این زمینه مسائلی است.
نگاه کنید به عالمی که یذَکرُکم الجَنّة؛ وقتی بغلش مینشینید شما را به یاد بهشت میاندازد نه اینکه وقتی مینشیند دم از خود میزند: ها ها! این کجا آدم را یاد بهشت میاندازد؟! وقتیکه طرف نشسته هی دارد از خودش میگوید و از مسائل خودش، این کجا انسان را یاد بهشت میاندازد؟ حالا هرچه هم ادعا داشته باشد هرچه هم ریش داشته باشد و ریش درازتر باشد فایدهای ندارد! آن عالمی که انسان را به یاد بهشت میاندازد آن عالمی است که انسان در صحبتهای خودش خضوع را احساس کند.
من یکوقت رفته بودم پیش یک بنده خدایی حالا فوت کرده، رفتم نشستم و طبق معمول مصافحه کردیم و نشستیم؛ حالا دست نبوسیدیم که نبوسیدیم دیگر! مگر چه شده حالا، حتماً مگر باید دست بوسید! یک نامهای بود دادم به ایشان گفتم که: آقا این نامهای است و این برای شماست. من دیدم ایشان اصلًا نگاهی به ما نکرد فقط همین سرش در این نامه بود، گفتم: آقا متوجّه شدید؟ این نامه از طرف ... گفت: بله بله. گفتم: بله میخواستم عرض کنم خدمتتان که دقت بفرمایید، مطالعه بفرمایید إنشاءاللَه اگر مطلبی به نظرتان میرسد بفرمایید، دیگر فرمایشی ندارید؟ بلند شدم آمدم بیرون و رفتم دنبال کارم.

