حالت فقر حقیقی امام علیه السلام هنگام دعا و مناجات با حضرت حق
4خب امام این مطالب را میفرمودند یا فرض کنید که حضرت در میان جمعی بودند و دعایی را میخواندند و بقیه با آن حضرت آهسته میخواندند، و بعضی در آنجا مسئول بودند برای اینکه دعای امام را بنویسند، یا زیارتی که امام علیهالسلام میخواند آن را بنویسند؛ چون امام است و باید کلامش در همه دنیا پخش شود و همه بخوانند. و اصلا عدهای در میان اصحاب بودند که هر وقت میآمدند پیش امام، یک کیف داشتند که در آن دوات و کاغذ و قرطاس و آن چیزهایی که آن موقع روی آنها مینوشتند، همراهشان بود و مشخص بود که فلان شخص کاتب هست. به عنوان شخص کاتب معروف بودند و خیلی دقت میکردند؛ گوششان، سمعشان خوب بود، تند مینوشتند و نمیگذاشتند تا جایی که ممکن بود، مطلبی جا بیفتد. خب در این حال بعضی وقتها هم یک مطالبی جا میافتاد و اینها را باید اهل فن خودشان تشخیص بدهند.
اینها مسائلی بود که امام بیان میکردند. یعنی امام در مرأی و منظر همه این دعا را میفرمودند. این بشر و بشیر هر دو کاتب بودند و کنار امام حسین علیهالسلام در روز عرفه ایستادند که قشنگ صدای امام را بشنوند و مطالب را [استماع و ضبط] کنند و هر دو این مطالب را نوشتند. منتهی یک مقداری را یکی و یک مقداری را دیگری مینوشت، یکی که خسته میشد دیگری بعد از او مینوشت. خب این دعای عرفهای که در دست ماست را امکان ندارد یک نفر بنویسد، خب چطور ممکن است حفظ کند؟ مگر اینکه حافظهاش حافظه بوعلی باشد! میگویند حافظه بوعلی مانند ضبط صوت بوده است و هر چه بوده حفظ میکرده است. خب و الا همچنین کسی آن موقع نبوده، آنوقت چطور ممکن است یک شخص بلند شود دعای عرفه را حفظ کند یا دعای أبیحمزه را، اصلا مگر میشود؟ امام همانجا این را بفرمایند و شخص هم حفظ کند، خب این نمیشود. یا اینکه مثلا چند نفر با خودشان قرار میگذاشتند که ما میآییم دور و بر امام، یک مقداری را من مینویسم و خسته که شدم میدهم به تو تا من رفع خستگی بکنم و همینطور دیگری، دیگری تا اینکه این مطلب نوشته شود.

