حالت فقر حقیقی امام علیه السلام هنگام دعا و مناجات با حضرت حق
17من گفتم بالاخره آیا باید این دریا همیشه راکد و ساکت بماند یا اینکه به جنب و جوش و موج بیافتد؟ اگر قرار باشد بر اینکه فهمی بر فهم و بصیرت مردم اضافه بشود، اگر قرار بر این است که بینشی بر بینش مردم افزوده بشود، اگر قرار باشد تغییر و تحولی در حال و هوای مردم نسبت به مسائل اعتقادی و نسبت به مسائل اجتماعی و اخلاقی و مبنایی آنها پیدا شود، خب این توسط چه کسی باید انجام شود؟ خب کسی که حرفی نمیزند! باید توسط یک علامه طهرانی، یک آقای سید محمد حسین طهرانی این مسائل باید انجام شود دیگر. خب بله! در این قضیه ممکن است بعضیها را ناخوش آید و برنتابند، خب برنتابند که برنتابند! خب چه باید کرد؟ مطلب این است، قضیه این است و مسأله به این کیفیت است.
گفتم که این مطلب خواهی نخواهی هست ولی بالاخره ... ایشان فرمودند: بله! بعد من این را خدمت ایشان گفتم که آقاجان! شما این کتابی را که مینویسید، برای که مینویسید؟ آیا کتاب را برای کسی مینویسید که شما را به استهزا میگیرد؟ نوشتند دیگر همین افرادی که الان دارند دم از اعتدال و عدالت میزنند. همینها کسانی بودند که به مرحوم آقا اعتراض کردند که آقا چرا این حرف را نوشتید. خیلی عجیب است ها! این دنیا خیلی عجیب است! در همین دنیا خدا میآید و مطلب را به آدم میفهماند، در همین دنیا خدا مطلب را میفهماند. در همین دنیا خدا میآید و به انسان نشان میدهد و میگوید هان! ببین! آن موقع خودت نمیخواستی این حرف پخش بشود. چرا نباید پخش شود؟ چرا؟ یا دروغ است یا راست است. اگر دروغ است آقا به این دلیل دروغ است، شما اشتباه میکنید، به این دلیل دروغ است، دروغش هم باید تصحیح کند. و اگر راست است چرا نباید پخش شود مطلبی نیست، کفر که نگفته است، خب یک مطلب واقعی است و عادی هم هست، مسأله مسأله عادی است، خیلی مسأله معما و مشکل و پیچیدهای هم نیست.

