حالت فقر حقیقی امام علیه السلام هنگام دعا و مناجات با حضرت حق
13آنها فهمیدند خطر را، یعنی فهمیدند که حالا مسأله شیعه مسأله خطرناکی است و این شیعه خطر واقعی است و به هر جهت وسایلشان، مسائل ارتباط جمعیشان، تبلیغاتشان، سایتهایشان، پولهایشان را اینطرف و آنطرف خرج میکنند و خیلی مسأله مسأله مهمی است. آن زمان مرحوم آقا چند سال پیش؟ این کتاب برای چند سال پیش است؟ به من فرموند: من از این دنیا میروم و آقا سید محسن تو خواهی دید که چه بر سر این مملکت خواهد آمد.
خب آن زمان من یادم هست افراد میگفتند این چه کتابی است ایشان نوشته است، بابا این حرفها چیست؟ این شخص بابا، ولی خداست عمه جان! او عارف است، بنده نیستم که هزار و یک اشکال در حرف و [کلام] داشته باشم و مثل سایر افراد که خطا میکنند، ما هم خطا میکنیم. او حساب دارد، او شبها تا صبح من بودم که خوابش نمیبرد از نقشههایی که آن موقع برای محدودیت نسل اجرا میشد. من میرفتم و فشار خونشان را میگرفتم، فشار خون ایشان به خاطر این مطالب و این قضایایی که میشنید، بیست و یک روی سیزده و چهارده بود. میگفتم آقاجان! چرا اینقدر خودتان را اذیت میکنید؟ میگفتند: آقا! چه کار کنم دست خودم نیست، این مسائلی را که میبینم، قضایایی را که دارم احساس میکنم، چه کار کنم من نمیتوانم، دست خودم نیست. خب اینها را ما میدیدیم در آن زمان، ما اینها را مشاهده میکردیم، این مطالب را ما در آن زمان احساس میکردیم، بفرمایید. الان، میآییم و میبینیم عجب خب دارد چه میشود! کلام ولی خدا کلام عادی نیست، شما با آن مثل سایر مسائل و سایر قضایای دیگر و امور دیگر نباید برخورد کنید، باید روی آن حساب [دیگر باز کنید]. توجه فرمودید؟
در بیمارستان امام رضا با مرحوم آقا رضوان اللَه علیه داشتیم میرفتیم برای معاینه چشم ایشان دکتر سجادی سفارش ایشان را کرده بود به یکی از شاگردهایش که در آنجا بود که چشم ایشان را معاینه کند، خودش تهران بود نمیتوانست بیاید داشتیم با هم میرفتیم آنجا، ایشان گفتند: فلانی! یک مطلبی میخواهم به تو بگویم. این رسالهای که ما راجع به وظیفه فرد مسلمان در حکومت اسلام نوشتیم، به نظرت چگونه است؟ آخر خیلی سر و صدا شد، آقا پخش نکنید، یک چیزهایی و [یک مسائلی بود]، ای خدا! چیست آن شعر مولانا؟

