حالت فقر حقیقی امام علیه السلام هنگام دعا و مناجات با حضرت حق
11خب این حکایت از این میکند که آقاجان یک خرده باید محکمتر بود، یک خرده انسان باید بیشتر به خودش نگاه کند، آخر هر چیزی را که نمیتواند هر هری رد شود، یعنی دین این است؟ یعنی واقعا دین این است که همینطوری بیایند و بگویند آقا ولش کن عیب ندارد دیگر، آقا یک کار است دیگر میرویم عیادت و بازدید و صله رحم میکنیم اشکال ندارد! دیگر حالا سخت نگیر بابا اینها هم آمدند این همه مشکلات داریم، حالا فقط به نوروز چسبیدند! اگر همین سهل گرفتن و بازی گرفتن است خب اشکال ندارد.
اما طرف ما و خطاب ما اینگونه افراد نیستند. آن افرادی هستند که در روز قیامت نمیخواهند بزنند در مغزشان، بگویند: ای کاش! ما عمرمان را در دنیا هرهری نگذرانده بودیم. نه! افراد مخاطب ما، اشخاص مخاطب ما، آنهایی هستند که از دقیقه دقیقه عمرشان و از لحظه لحظه حیاتشان برای رسیدن به آنچه که مورد رضای خدا و امام زمان علیهالسلام هست استفاده میکنند. خب آن آدم نمیآید بگوید آقا ولش کن، این را ولش کن، آن را ولش کن، خیلی اینجا سخت نگیر، خیلی آنجا مشکل نگیر، این آدم نمیآید این کار را بکند، بله! افراد عادی چرا هستند، خیلیها هستند که نسبت به این مسائل خیلی توجهی ندارند.
وقتیکه مرحوم آقا کتاب وظیفه فرد مسلمان در حکومت اسلام را نوشتند خب مطالبی مطرح شد، اعتراضاتی شد و حتی خیلی به ایشان هم فشار آورده شد از همین دوستانشان، از همین دوستان خودشان که آقا این کتاب را نشر نکنید، پخش نکنید، مرتب نامه اینطرف و آنطرف. حتی به من تلفن زدند که آقا برو پیش پدرت خدا خیرت بدهد، نمیدانم شش در دنیا شصت در آخرت به تو عطا کند، هنوز که خبری نیست تا خلاصه ایشان از این قضیه بگذرند. گفتم: آقاجان! مگر ایشان بچه است؟ آخر یک همچنین فردی وقتی یک چیزی مینویسد شما او را با یک بچه ده ساله، پانزده ساله اشتباه گرفتهاید؟

