حقیقت حال ائمه در قبال خداوند متعال براساس نحوۀ دعا و مناجات ایشان
6هنوز مسئله مرجعیت ایشان پیش نیامده بود. مرحومآقا یک چیزی سؤال کردند سؤال کردند: که آقا من یک قضیهای هست مدّتی در ذهنم است، میخواستم حالا حضرتعالی هم ببینید که نظر شما راجع به این مطلب چیست؟ گفتند: که اگر یک شخصی سی سال اشتباه غسل کرده سی سال، عجب آدم بیخیالی بوده، بیخیال همه چیز مثلًا اوّل سمت چپ را شسته، بعد کلّه را شسته، بعد آمده سراغ این، یکیاش یادش رفته، یکیاش اصلًا نکرده، یکیاش نیت کرده، خلاصه سی سال به همین کیفیت اشتباه غسل کرده، حالا بعد از سی سال متنبه میشود تکلیفش چیست؟ این قضیه چه میشود؟ مثلًا اوّل آمده سمت چپ را شسته گفته که حالا شستن شستن است دیگر، که میگوید خدا گفته راست را اوّل بشوی؟ ما اوّل چپ را میشوییم ببینیم حالا خیس میشود یا نمیشود!
یکی رفته بود مکه آمده بود از من سؤال میکرد: آقا من امروز آمدم از طرف چپ رفتم اصلًا طواف کردم! گفتم ببینم چه میشود. میتوانم یا نمیتوانم، چه اشکال دارد، حتماً از طرف راست باید به سمت [کعبه] باشد، نه ما از این طرف رفتیم، بهجای اینکه [از اینطرف] باشد. خُب چرخیدن چرخیدن است دیگر، خدا گفته دور این بچرخیم اینطرف و آنطرف ندارد! یکخرده خندیدیم و یک تفننی هم برایمان شد، دیدیم خدا از این آدمهای باحال هم دارد که اینها بیخیال همه چیز هستند: ما میخواهیم از اینطرف بچرخیم، حالا هرچی بود بود. گفتم: نه جان من! آخر اینطور کن، اینطور کن، بچّه خوبی باش، خدا آن که میگوید همان را گوش بده تا بعد فایده بیشتر ببری. قبول کرد، حالا قبول کرد که دیگر از فردا ... حالا همه عمرهاش را همه را برداشته بود از آنطرف چرخیده، حالا بیا درست کن، بعد هم از احرام درآمده و بله! بعد هم چیزهای دیگر و خلاصه دیگر خیلی مسائلش کش داشته! گفتم: نه حالا برو، حالا درست میشود، مسئلهای پیش نمیآید، خاطرت جمع، نترس خدا میگذرد!

