حقیقت حال ائمه در قبال خداوند متعال براساس نحوۀ دعا و مناجات ایشان
4این معنای بار برداشتن است و خیلی از این مسائل، فقط مسائل شک در طهارات سهگانه و فرض بکنید که حالا اسم نمیبرم نیست، احکام عادی نیست. مسائلی است که پای جان درمیان است، مسائلی که پای هلاکت در میان است، مسائلی که پای از دست رفتن استعدادهای روحی و آمادگیها در میان است، نسبت به همه اینها اگر قرار باشد که من به آن مرتبه از یقین و آن مرتبه از انکشاف و مرتبه از ظهور واقع چنانچه در فرمایش امامعلیهالسّلام است که فقیه باید از ملأ اعلی بر قلب او بتابد و بهواسطه اتصال با ملأ اعلی مسائل و حقایق برای او منکشف بشود! بله!
وقتیکه به این کیفیت نیست من با چه جرئتی میتوانم بگویم: بر ذمّه میگیرم بر عهده میگیرم، ملتزم میشوم که در روز قیامت بتوانم پاسخ شما را در قبال سؤالهایی که از من میکنی بدهم. چه کسی میتواند یک همچنین التزامی بکند؟ من که نمیتوانم، صاف میگویم بیبُروبَرگرد بنده نمیتوانم، خیلی صریح، رُک.
وقتی بعد از وفات مرحومشیخ [انصاری]، بزرگان از درس ایشان آمدند و اجتماع کردند که بعد از ایشان چه شخصی را قرار بدهند؛ عدهای بودند در آنها حدود هفت هشت نفر بودند که از جمله آنها مرحوم میرزا [محمدحسن] شیرازی بود، مرحوم حاج میرزا حسین خلیلی بود، مرحوم حاج میرزا حبیباللَه رشتی بود، مرحوم آقامیرزا حسن نجمآبادی بود که در آنموقع مرجع بزرگ طهران بود اینها شاگردان خیلی قرص و محکم مرحوم شیخ بودند و وقتی داشتند با هم صحبت میکردند هیچکس به عهده نمیگرفت که این [مرجعیت را] قبول کند. چه کسانی بودند اینها، واقعاً اینها چه کسانی بودند؟! کسانی بودند که از نقطه نظر علمی نمیتوان برای آنها عدیلی در این زمانه پیدا کرد. با یک همچنین تضلع علمی و با یک همچنین استعداد و آمادگی برای حکم و فتوا اینها زیربار نمیرفتند؛ تقوا داشتند، میترسیدند، میلرزیدند، خوف داشتند، هراس داشتند.

