حقیقت حال ائمه در قبال خداوند متعال براساس نحوۀ دعا و مناجات ایشان
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ الى یوم الدین
«هَبنِى بِفَضلِک وَ تَصَدَّق عَلَىَّ بِعَفوِک أَى رَبِّ جَلِّلنِى بِسَترِک وَ اعفُ عَن تَوبِیخِى بِکرَمِ وَجهِک؛ خدایا به فضل خودت بر من ببخش و به عفو خودت بر من تصدق نما، ای پروردگار من به پوشش خودت مرا بپوشان و به کرامت وجه خودت مرا مورد عفو خود قرار بده و از توبیخ من درگذر.»
عرض شد که این فقرات همه در یک سلک و درصدد بیان و افاده یک واقعیت است؛ واقعیتی که از یک طرف به ما ارتباط دارد و از طرف دیگر به خدا ارتباط دارد. این واقعیت شوخی نیست و تصوری و اعتباری نیست، یک واقعیت است. ما باید بپذیریم که ائمه واقعیات را دارند برای ما بیان میکنند این را باید بپذیریم. باید بپذیریم که این در وهله اوّل مربوط به خودشان است، بدون هیچ خجالت و بدون هیچگونه احساس تجرّی و جسارت و بدون هیچگونه مسامحه و اعتباری و مجاز پنداشتن این عبارات و مفاهیم.
خیلیها میگویند که آقا اینها را ائمه برای ما گفتند برای خودشان که نگفتند! آخر امامسجاد بیاید بگوید: خدایا از توبیخ من درگذر! مگر امامسجاد علیه السلام چهکار کرده که از خدا بخواهد مطالبه کار نکرده را بکند؟ کاری نکرده که بیاید بگوید: خدایا از توبیخ من درگذر. این چه بوده؟ پاسخ خیلی راحت و آسانش این است که وقتیکه امام بیاید این مطالب را برای مردم بگوید پس چرا در تاریکی و خلوت و اتاق خودش با خدا مناجات میکند؟ بیاید در مسجد مدینه بالای منبر، همانطوری که ما این کارها را میکنیم، حرفی را که میخواهیم به مردم بزنیم میرویم بالای منبری، پشت میکروفونی، روزنامهای، مجلهای ....
ولی آدم اگر یک رفیقش را دعوت کند به منزل خودش و بگوید بیا و بعد درگوشی به او یک چیزی بگوید این اعلان به مردم است؟ این دیگر اعلان نیست. یک حرف خصوصی است انسان در منزلش در یکجا به یک رفیقش میگوید، به یک شخصی میگوید. اعلان آن وقتی است که شخص بیاید مطلب را اظهار کند، مثل اینکه یکوقتی یک شخصی مجتهد است، مجتهد است برای خودش مجتهد است نه اعلان میکند اینطرف و آنطرف: آقایان! آی ایهاالناس بیایید از من تقلید کنید! من مجتهدم، بیایید بار مرا زیاد کنید، این باری که من، تکلیفی که خودم دارم نسبت به اعمال خودم انجام میدهم کم است، بار شماها را هم به دوش میگیرم، بنده اینقدر این شانههای قوی دارم اینقدر که کوه اگر بیاید بر یک طرف ما، آن کوه بیاید بر آن طرف ما، ما راه خود را میرویم!

