ضرورت استقامت در سلوک الی اللَه
13چون امامت یک امر جاودانگی است. امام به وجود ظاهری خودش قائم نیست، امام به وجود حقیقی و ولایی خودش قائم است. امضایی که امام مجتبی میکند این امضا نه تنها در زمان امام مجتبی حجت است، بلکه الان برای امام زمان علیهالسلام در این زمان هم حجت است. یعنی امام زمان نمیتواند بر خلاف امضایی که امام مجتبی علیهالسلام در هزار و چهارصد سال پیش کرده عمل کند، گرچه هزار چهارصد سال پیش امام مجتبی از این دنیا رحلت کردند، بکنند! امضایی را که امام مجتبی میکند با دست ظاهری و قلم ظاهری امضا نمیکند، امضای امام مجتبی امضا از روی آن حقیقت ولایی باطن است و آن ولایت قائم به شخص نیست، آن ولایت یک امر مستمر است. یک وقت در پیغمبر طلوع دارد و ظهور و تجلی دارد، یک وقت در أمیرالمؤمنین علیهالسلام دارد به حسب ظاهر، یک وقت در امام مجتبی دارد، یک وقت در موسی ابن جعفر دارد یک وقت به امام رضا و امام هادی، الان هم در حضرت بقیة اللَه ارواحنا فداه، سریان و جریان دارد.
لذا همان حجیت و همان ملاک و همان دلیل و همان اثر و همان نشانه و همان ظهور و همان تجلی که ولایت از ذات پروردگار نسبت به عوالم وجود اعمال میکند، بعینه همان ولایتی است که امام مجتبی اعمال کرده، یکی است! لذا امام زمان هم نمیتواند برگرداند، چون امام زمان خودش نازلکننده ولایت است و اجراکننده ولایت است و اجراکننده آن امر و آن نهی امام علیهالسلام است. لذا امام علیهالسلام جاودانگی دارد به خاطر همین است.
امضائی که امام حسین بکند امام زمان نمیتواند آن امضا را از بین ببرد. امضائی که امام سجاد بکند امام زمان نمیتواند آن را لغو کند، بگوید او امضا کرد من لغو میکنم، مگر اینکه آن امضا تابع شرایط زمان خودش باشد، آن یک مطلب دیگر است مربوط به زمان خودش است خب امام بعدی میآید میبیند شرائط [تغییر کرده]. ولی امضائی که مربوط بشود به یک امر مستمر، مثلا امام سجاد بفرماید من این مطلب را امضا میکنم و این باید تا روز قیامت باقی بماند خب امام زمان دیگر این امضا را از بین نمیبرد، امام سجاد که فرموده باید بماند باید بماند، باید تا روز قیامت بماند، چه بعدش امام باقر بیاید یا نیاید، امام رضا بیاید یا نیاید، این کلام امام جاودانگی دارد.

