ضرورت استقامت در سلوک الی اللَه
12آنوقت اگر ما بخواهیم یک کاری انجام بدهیم و این به پای پیغمبر نوشته شود، پس معلوم شد پیغمبرشان هم همین است، امامشان هم همین است، خیلی مسأله مهمتر میشود، خیلی قضیه خطیرتر میشود و خیلی مسئولیت برای انسان بیشتر پیدا میشود نسبت به این مطلب. لذا در روز قیامت داریم و الوزن یومئذ الحق، میزان در روز قیامت حق است. یعنی میآیند به حساب میرسند، آقا کارت درست بوده یا نبوده، ما به ادعایت کار نداریم، ما به خودِ کارت کار داریم، به کارت، هر کسی میخواهی باش.
یزید بن معاویه میآید جریان کربلا را ایجاد میکند پسر معاویه امام حسین علیهالسلام را با تمام اصحابش به قتل میرساند، میگیرد، میکشد. چرا؟ چون نباید بیاید در قبال خلافت من ادعا داشته باشد، باید تسلیم من بشود. روی چه حسابی باید تسلیم تو بشود؟ روی چه حسابی؟ تو دلیل بیاور، امام حسین میپذیرد، چطور اینکه امام حسین وقتی که برادرش امام حسن مجتبی علیهالسلام امشب شب پانزدهم ماه رمضان مصادف با ولادت امام حسن مجتبی علیهالسلام است ذکر آن حضرت به میان آمد وقتی امام مجتبی میآید صلحنامه را امضا میکند، سید الشهداء به احترام امضای برادر که امام است، هیچ مطلبی را و هیچ مسألهای را مطرح نمیکند چون برادرش امضا کرده. برادرش آمده این صلح را امضا کرده: تا وقتی که معاویه زنده است این حکومت و خلافت مربوط به او باشد، وقتی که معاویه از دنیا رفت آن موقع این خلافت به اهلش برگردد. این امضایی بود که حضرت کرد، گرچه همه را [معاویه] زیرپا گذاشت ولی بالاخره خب این زنده بود.
امام علیهالسلام وقتی که به امامت میرسند میتوانند بگویند ایشان امام بودند، امضا کردند بنده هم امام هستم این امضا را میگذارم کنار! من هم امام هستم برای خودم! ایشان تا وقتی که امام بودند محترم بود ما هم حرفی نزدیم، ما هم خلاف نکردیم، ما هم اقدام نکردیم، ما هم بر علیه معاویه کاری انجام ندادیم، ولی الان من امام هستم وقتی که من امام هستم دیگر در این صورت من میتوانم بیایم این مسأله را الغا کنم و لغو کنم. حضرت این کار را نکردند؟ چرا نکردند؟

