ضرورت استقامت در سلوک الی اللَه
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
وَ مَا أَنَا یا رَبِّ وَ مَا خَطَرِى هَبْنِى بِفَضْلِک وَ تَصَدَّقْ عَلَىَّ بِعَفْوِک أَىْ رَبِّ جَلِّلْنِى بِسَتْرِک وَ اعْفُ عَنْ تَوْبِیخِى بِکرَمِ وَجْهِک فَلَوِ اطَّلَعَ الْیوْمَ عَلَى ذَنْبِى غَیرُک مَا فَعَلْتُهُ وَ لَوْ خِفْتُ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَةِ لاجْتَنَبْتُهُ لا لِأَنَّک أَهْوَنُ النَّاظِرِینَ وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِینَ بَلْ لِأَنَّک یا رَبِّ خَیرُ السَّاتِرِینَ وَ أَحْکمُ الْحَاکمِینَ وَ أَکرَمُ الْأَکرَمِینَ.
پروردگار من! با فضل و رحمت و عنایت خودت بر من ببخشای. و به عفو خودت بر من تصدق نما. ای خدای من! به پوشش خودت مرا بپوشان و عیوب مرا مخفی بدار و از توبیخ من به واسطه بزرگواری وجه و آبروی خودت درگذر.
خب این عباراتی است که پس از جملاتی که امام علیهالسلام راجع به هیچ انگاشتن خود و وجود خود به آن توجه میکنند، آمده است: خدایا حالا که ما هیچ هستیم، حالا که ما پوچ هستیم، حالا که ما عدمهای هستینما هستیم، حالا که وجود ما از وجود توست، حالا که از خود اختیار و ارادهای نداریم، استقلال نداریم، حالا که صفاتی که به خود میبندیم آن صفات همه به خود تو بازمیگردد.
آن شخصی که از طرف یک شخصی نماینده است یا آن بندهای که میرود در بازار و جنس میخرد و چک را امضا میکند، پول از جیبش درمیآید و میدهد، افراد دیگر خیال میکنند که این دسته چک مال این است، این چکی که الان از جیبش درآورده مال این است، این یک شخص خب [متشخصی] هم هست. کم کم با او ارتباط پیدا میکنند و همصحبت میشوند آقا بیایید از ما جنس بخرید، او میگوید آقا بیایید از ما بخرید، میبینند خب این دارد چک میدهد و چکهایش هم همه نقد میشود مثل چکهای بقیه نیست، که یک ماهه میدهند تا پنج سال دیگر هم نقد نمیشود نه این چکها نقد میشود، زود نقد میشود.

