کیفیت نگرش سالک نسبت به اعمال صالح خود
6یکی از رفقا تعریف میکرد میگفت در یکجا بودیم یکی بود، مؤمن بود مؤمن خوبی بود خیلی اهل باصفا بود و میگفت که مرحومآقایانصاری میفرمودند: یکوقت من وارد مسجد شدم دیدم که یک شخصی دارد نماز میخواند و دو صف از ملائکه پشتش ایستاده و به او اقتدا میکنند، فهمیدم این شخصی که دارد نماز میخواند هم اذان گفته و هم اقامه گفته؛ چون در روایت داریم کسی که اذان بگوید یک صف از ملائکه پشت سرش میایستند و کسی که اقامه بگوید یک صف دیگر؛1 فهمیدم این است این همین شخص بود همین کسی که میخواهم عرض کنم پیرمردی بود در یکی از شهرستانها اهل حال بود. میگفت که صحبت این میشد که حالا ما راه در پیش داریم، از این دنیا باید برویم مسائل اخروی چه خواهد شد؟ میگفت: نه، چه ترسی داریم چرا باید بترسیم؟ نمازهایمان را که خواندیم، روزههایمان را هم که گرفتیم، حجمان هم که انجام دادیم، محبّت علی هم که داریم! خیلی همچنین با نشاط و خیلی محکم و خُب مؤمن بود خدا خیرش بدهد، این هم اهل ایمان بود، خدا هم به او میدهد، اینهایی که میگوید میدهد. میگوید: محبت علی را که داریم، این آخری را دیگر ما نمیتوانیم! میگوییم: خدایا ما گرچه حالا راست میگوییم، دروغ میگوییم، هر چه میگوییم به مجاز هم که شده خوبانت را دوست داریم ما نمیگوییم به واقع، اگر به واقع بگوییم خدا دوباره مچ ما را میگیرد او خوب بلد است مچ بگیرد، یعنی در مچگرفتن خیال میکنم کسی به خدا نرسد، چنان مچ میگیرد: تو دوست داری؟! محب با محبوب نباید با همدیگر افتراق داشته باشند، نزدیکی ... کجایت به این محبوبت میخورد؟!
شیر را بچه همی ماند بدو *** تو به پیغمبر به چه مانی بگو2 کجایت به همدیگر میخورد؟! لذا این راه خدا را ما میبندیم! این راه مچگیریاش را میبندیم! میگوییم: خدایا ما نمیگوییم راست میگوییم که مچ ما را بگیری. به مجاز میگوییم دوست داریم این را که دیگر قبول داری این را داریم میبینیم، دیگر نمیتوانی. تو هم یک خدایی هستی که مجاز را به حقیقت تبدیل میکنی. یواشکی این را هم میدانیم، این گوشه کنار، که خدایا اگر [ادعای ما] حقیقت باشد خُب خودش حقیقت است، دیگر هنر [ی برای تو] نیست، یک واقع است، دیگر واقع تبدیل ندارد. هنر خدا این است که میآید مجاز ما را به حقیقت تبدیل میکند. خُب باید یک فرقی بین خدا و ما باشد! باید یک فرق کوچک و کمی باشد! یک چیزی باشد، این قضیه [مختص] او است.
- ثواب الاعمال، ص ٣٣:
قال ابُوعَبدِاللهِ عليه السلام: مَن صَلّى بِاذانٍ وَاقامَةٍ صَلّى خَلْفَهُ صَفّانِ مِنَ الْمَلائِكَةِ، وَمَنْ صَلّى بِاقامَةٍ بِغَيْرِ اذانٍ صَلّى خَلْفَهُ صَفٌّ واحِدٌ مِنَ الْمَلائِكَةِ. - مثنوى معنوى، دفتر دوم.
- ثواب الاعمال، ص ٣٣:

