کیفیت نگرش سالک نسبت به اعمال صالح خود
5نه، انسان عمامه سرش میگذارد بعد عمامه را برمیدارد، عبا را روی دوشش میاندازد دوباره برمیدارد مثل سایر چیزهای دیگر مثل سایر حِرَف. اطّلاع و اشتغال طبابت و پزشکی که در لباس سفید نیست، آن لباس سفید متقال1 و کتان است، میروید از بازار میخرید و میپوشید دیگر، هرکسی این را بپوشد شما خیال میکنید دکتر است، حالا چه بیسواد باشد و مثلًا به جای سردرد قرص آپاندیس بدهد یا اینکه سواد داشته باشد و به داد و درد و دل مردم برسد. این لباسی که میپوشند، لباسی که برمیدارند. آن [چیزی] که در وجود انسان است آن همان چیزی است که در همه افراد است و همان عقل استعدادی که قابل برای رشد و تربیت و رسیدن به فعلیت است، همان را خدا میزان برای تکلیف قرار داده، در همه افراد بر حسب مراتب خودشان به هر مقداری که تبعاً انسان به آن مقدار میرسد.
طبیعی است که توقع انسان از شخصی که نزدیک به اوست، خیلی بیشتر از کسی است که با او فاصله دارد، آن شخصی که نزدیک به انسان است از مطالب انسان، سَر و سِرّ انسان، رمز و راز انسان، مطالب و اینها بیشتر اطّلاع دارد، بیشتر میداند که چه باید بکند و به همین جهت بیشتر مورد مؤاخذه واقع میشود. حَسَناتُ الابرار سیئات المُقَرَّبین؛ چون مقربین بیشتر از سر و سرّ و مطالب بالا اطّلاع دارند، بیشتر به رمز و راز آن عوالم رسیدهاند، لذا توقع محبوب و توقع پروردگار از آنها بهنحو دیگری و به شکل دیگری است. این عالِم، عالم ظاهر.
عالم باطن یعنی عارف باللَه و ولی الهی، آن اصلًا مسئله را جور دیگری بررسی میکند، جور دیگری به این مسئله نگاه میکند. این عالم [ظاهر] میگوید: خدایا به ما عمر دادی دستت درد نکند، به ما قدرت داد خیلی ممنون هستیم، به ما استعداد دادی سجده شکر بجا میآوریم، خلاصه این وسائل و مقتضیات برای رشد و کمال را در اختیار قرار دادی خیلی از تو ممنون و متشکر هستیم و ما هم در قبالش به وظائف و به تکلیف پرداختیم؛ نماز خواندیم، روزه گرفتیم، حج انجام دادیم، امور دیگر را و مسائل عبادی و اجتماعی اینها را انجام دادیم و دروغ نگفتیم، غیبت نکردیم، تهمت نزدیم. راست هم میگوید انجام نداده دیگر، حالا موقع رفتن چه توقعی دارد؟ میگوید: خدایا دنیا دنیای بده بستان است، دنیای معامله است، تو به ما این مطالب و استعداد را دادی، قوا دادی، موقعیت مناسب دادی، همّت دادی، توفیق دادی، اینها را دادی ما هم در قبالش آمدیم این کارها را انجام دادیم؛ حالا یر به یر شدیم دیگر، پس حالا آنچه را که تو به ما عطا کردی، الوعدهوفا خودت وعده دادی که کسی که عمل صالح انجام بدهد در روز قیامت مأجور خواهد بود. و با این حال از دنیا میروند، خُب حال بدی هم که نیست چه اشکال دارد؟!
- فرهنگ لغت معين، متقال: پارچه سفيدى كه از نخ مىبافند شبيه كرباس اما ظريفتر از آن است.

