کیفیت نگرش سالک نسبت به اعمال صالح خود
4حالا که اینطور است پس در فلان قضیه، در فلان انتخاب، در فلان رأی، در فلان مسئله چرا شما از این پدیده الهی و خدادادیات استفاده نکردی؟ آدم میماند. چرا استفاده نکردی؟ مگر حتماً این شخص باید مجتهد باشد تا اینکه نسبت به یک قضیه بیاید [اظهار نظر کند؟] نه، هرکس به اندازه خودش، لازم نیست که همه مجتهد باشند مجتهد کجا پیدا میشود؟! لازم نیست که همه مجتهد باشند، لازم نیست که همه فیلسوف باشند حالا اینها مال ظاهر لازم نیست که همه عارف باللَه باشند، تا اینکه ... نه آقاجان! آنچه را که خدا به ما داده به همان مقدار اگر به آن ترتیب اثر بدهیم خیلی تفاوت میکند وضعمان، زندگیمان، بینشمان، بصیرتمان، ارتباطمان با مردم و مسائل اجتماعی و مسائل شخصی و مسائل تکلیفی و احکام و مسائل ...؛ به همان مقداری که خدا به ما داده بیشتر نه، خدا از ما بیشتر نمیخواهد: لا يكلِّفُ اللَه نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ... البقرة، ٢٨٦ به هر مقدار.
بله انسان با همان قوا و قدرت و استعداد و آن پدیده الهی و قدرت خدادادی اگر آن را به کار ببندد و در نتیجه اشتباه کند هیچ اشکال ندارد، سر سوزنی اشکال ندارد و به همان مقدار به او درجه میدهند و مقام میدهند و موقعیت میدهند که حالا اگر إنشاءاللَه رسیدیم و توفیق پیدا کردم در این فقرات آتی راجع به این قضیه، مسئله «حُسن و قبح فعلی و فاعلی» که یک مسئله بسیار مهمّی است إنشاءاللَه صحبت میکنیم، من الان نگاه کردم میدیدم اتّفاقاً جایش همین فقرات پایینتر است، توجّه کردید!
خدا نسبت به انسان به همان مقدار و به همان میزانی که ادراک داده و قدرت تشخیص داده و قدرت فهم داده، به همان میزان هم نسبت به انسان مسئولیت بار کرده است و انسان نمیتواند بهصرف اینکه من که عمامه سرم نیست، پس حالا هر کاری کردم، کردم! نه، عمامه نیست که نیست، مگر حتماً کسی که میخواهد کاری بکند باید عمامه و عبا و قبا داشته باشد! مگر حتماً باید اهل علم باشد! مگر باید مجتهد باشد، مگر حتماً باید اهل اطّلاع باشد؟ نخیر، عقل و فطرت و وجدان و مغز که در عمامه نیست، اگر باشد زیر عمامه است نه در خود عمامه! اگر باشد! توجّه کردید!

