کیفیت نگرش سالک نسبت به اعمال صالح خود
20صحبت آقایحداد این بود که ایشان در روح مجرد هم آوردند وقتی ایشان میگویند: من تعجب میکنم که یکی میرود کنار چاه و دعا میکند آب از پایین چاه میآید بالا وضو میگیرد این را معجزه میداند، امّا شیر آب را که باز میکند این شیر آب را معجزه نمیداند! و اللَه و باللَه العلی العظیم هر دو یکی است، ما این وسط اشتباه کردیم، اگر معجزه است هر دو معجزه است، اگر معجزه نیست این هم معجزه نیست، یک امر طبیعی است، آن این قسم بالا آمده، اگر چاه آرتزین بود شما اسمش را معجزه میگذاشتید؟ بدون دعا آب بالا میزند، مگر در چاه نفت همین را نداریم؟ آن دیگر دعا میخواهد: خدایا این نفت را بیاور بالا! نه بابا نیاز ندارد، تو باید بروی کنار که نفت در سرت نخورد و پرتت نکند، وقتی این چاه باز میشود. آن دیگر معجزه نیست. چرا ما این نیرویی که در این چاه قرار داده شده (نیروی کمپرس شده) و یا این را در چاه آرتزین که بالا میزند، چرا این را معجزه نمیبینیم؟ چرا؟ چون عادت کردهایم به مسائل و عوامل عادی؛ چون عادت کردهایم این معجزه نمیشود، امّا اگر یک چاه باشد آب چاهش خالی باشد، میگوییم: خدایا نفت نداریم زندگی ما از بین رفته، مملکت پول ندارد، خدا این نفتها بیاید بالا فروش برود بعد هم پولش برگردد در خود همینجا نه جای دیگر برود! وقتی یک همچنین ... ببینید این چاه آمد بالا بالا بالا برداشتند رفتند استخراج کردند و استفاده کردند. میگوییم: هان! این معجزه شد! چرا آنکه اوّل خودش درآمد معجزه نبود؟ چرا؟ کی آن نفت را یکدفعه بالا زد؟ کی آن آب را از چاه یک مرتبه بالا زد؟ چرا وقتی آن آب میآید بالا آن معجزه و غیرعادی تلقی نمیشود؟ ولی وقتیکه انسان بیاید و یک شخصی بیاید شخص صالحی دعا بکند این میشود چه؟ این میشود آقا نگاه کنید ببینید آقا چقدر مراتب و قرب دارد نگاه کن، دعا کرد آب چاه آمد بالا. کاری که این کرد با کاری که یک موتور آب کرد یکی است، شما به جای دعا کردن آن دوشاخهاش در آن پریز را بزن این موتور شروع بکار میکند آب هم میکشد بالا. نه دعا میخواهد نه ثنا میخواهد، نه زیارت خمسةعشر و هیچی نمیخواهد. ولی وقتیکه آب میآید بالا احساس کن «او» این آب را آورده بیرون، این میشود هدف عرفا.

