کیفیت نگرش سالک نسبت به اعمال صالح خود
13وقتی خوب صحبتهایش را آن آقا کرد و و خیلی هم قشنگ صحبت کرد و توانست مطلب را آنطور که شاید و باید جا بیندازد و شاید هم یکقدری رقت قلبی هم بهخاطر این خرجهای سرسامآوری که سر به فلک کشیده که یک حج آمده انجام داده، شاید هر قَرانی برایش صد هزار تومان نمیدانم اصفهانی نبود، ولی بودند در آنها [اصفهانیهایی] بودند. آخر داشت میگفت: (ما بودیم در آن کاروان) کم پول خرج نکردی که آقا، هر دفعه یک عمره برو که از کیسهات نَره، این پولهایی که خرج کردی این هر روزش یک عمره برو که این حروم نِشه ها! خیلی خُب؛ ولی آنهایی که آنجا بودند نمیدانم ... اما این خیلی قشنگ خلاصه مطلب را بیان کرد و که دل سنگ به حال اینها آب میشد بیچارهها، حالا این بنده خدا خودش زنش را هم آورده بود حالا باز این حرفها را میزد، آنهایی که دیگر بیچارهها چند روزی از زن و بچه دورند و دیگر طفلیها! باید به حالشان خون گریه کرد و عرض کنم حضورتان که حالا ... مرحومآقا یکخرده نگاه کردند به اینها گفتند چه بگویند؟
ببینید عارف، یک ولّی الهی نمیگذارد که انسان متوقف بماند، نمیگذارد انسان در یک حدی همینطور بماند. ایشان میتوانستند با یک پاسخهای دیگری جواب اینها را بدهند که دل اینها را هم به دست بیاورند اینها را هم شاد کنند، شنگول کنند، مست کنند، چه کار بکنند، ولی عارف همیشه میخواهد دست بالا را بگیرد، دست بالا را بگیرد، بالاترین، آن بالاترین را همیشه اختیار کند و برای افرادش هم از آن سفرهای که بر سر آن نشسته است مائده بگذارد؛ بیایید شما هم بر سر سفره ما، کجا دارید میروید؟ کجا دارید میروید؟ جاهای دیگر برایتان دارند چرتکه میاندازند، حساب و کتاب دارند برایتان میکنند: اینقدر خرج کردی، برو اینقدر طواف انجام بده، اینقدر عمره انجام بده، هر روز برو کاری ندارد، یک ماشین میگیری پنج ریال مسجد تنعیم احرام میبندی میآیی، یک طواف انجام میدهی دوباره فردایش انجام میدهی، دوباره انجام میدهی!

