اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت نگرش سالک نسبت به اعمال صالح خود

14141
سال 1436

کیفیت نگرش سالک نسبت به اعمال صالح خود

11
  • در هر قضیه‌ای خدایا تو کردی، تو کردی، تو کردی ...، حالا چه برای ما ماند؟ هیچ! خُب خدا می‌گوید: از اوّل بابا بیا اقرار کن این‌قدر هم به خودت دغدغه نده. آی نمی‌دانم اینجایش آن‌جور شد و آی نمی‌دانم آن‌طور شد! از اوّل بیا بگو: خدایا وجود من از خودم نبود، هم تو در من خواست انداختی، هم تو در من طلب انداختی، هم تو در من عشق انداختی هم تو در من وسائلش را به وجود آوردی، همه را خودت کردی، اینها را که می‌گوید؟ ولی الهی می‌گوید، عارف می‌گوید: وقتی مکه می‌روی این‌طور برو، این‌طوری برو. عبارات امام‌سجاد علیه السّلام را در هنگام تلبیه قرائت کرده‌اید؟ مطالب حضرت راجع به حج و از موسی‌ابن‌جعفر.

  • آن سال اوّلی که در خدمت مرحوم‌آقا حج مشرف شدیم من سنم حدود هفده سال بود که ایشان در همین روح مجرد آوردند، به اتّفاق اخوی که دو سال از من بزرگتر بود رفتیم در آنجا و خیلی عجیب بود که اصلًا چطور این داستان ما [اتفاق افتاد]، چون ما آن موقع سنمان هنوز به بیست سال نرسیده بوده که حتّی اخوی هم همین‌طور، سنشان بیست سال نبود و در آن زمان زمان شاه قبل از بیست سال را اجازه برای حج نمی‌دادند. لذا اصلًا به ما اجازه رفتن به‌طور عادی ندادند و از مسیر دیگری رفتیم و خیلی عجیب بود و بعد معلوم شد که چه مصالحی در این مطلب نهفته بوده و خدا می‌خواست اصلًا به این کیفیت بشود.

  • بعد رفتیم در آنجا شب اوّل در مدینه بودیم، رفتیم نشستیم، البته مرحوم‌آقا و اخوی و بنده، ما سه نفر، یک اتاق جدا داشتیم، اتاق کوچکی هم بود و مرحوم‌آقا گفتند که همین برای ما کافی است خیلی اتاق کوچکی بود و گفتند: نه، ما نیازی به [اتاق دیگری‌] نداریم. ولی دوستان و اینها بودند و رفتیم و نشستیم و خلاصه ایشان دیگر با همه بودند و ارتباطشان را داشتند، و وقت شام و نهار و نماز و صحبت با دوستان بودند. یکی از اینها گفت که آقا قبل از اینکه شما تشریف بیاورید بین ما صحبت این بود و ظاهراً هم بعضی از اهل علم در آنجا بودند و مطلب را این‌طور مطرح کرده بودند که رفقا ما که‌ آمدیم در اینجا از زندگیمان دست برداشتیم، از شهر و دیارمان دست برداشتیم، از خانواده‌مان، بعضی‌ها خُب با اهل بیت‌شان بودند ولی بچه‌ها و اینها ایران بودند و خیلی‌ها هم تنها بودند و از کار و کسب و اینها ما صرف‌نظر کردیم آمدیم در اینجا پول خرج کردیم، پول آوردیم و خرج کردیم و یک ماه در اینجا هستیم، طبعاً یک تقاضایی دارد انسان، وقتی که از خانواده‌اش دور بشود، گرفتاری و مسائل را تحمل بکند، پول هزینه کند و امثال ذلک.