کیفیت نگرش سالک نسبت به اعمال صالح خود
18لذا ایشان (مرحومآقا) فرمودند: که ما رفقا بیاییم اینطوری ما مسئله را بررسی کنیم، بگوییم خدایا ما هیچ هستیم، نه پولی خرج کردیم، حالا دیگر ایشان نرفتند در این قضیه که بگویند اصل وجود ما [فقر] است، دیگر دیدند اگر بخواهند بگویند اصلًا اینها هنگ میکنند، داغ میکنند، اصلًا میگویند که: ای بابا ما داریم از که میپرسیم، ما آمدیم یک سؤال کنیم اصلًا اصل وجود ما را زیر سؤال برد، همان اوّلیها خوب هستند، که میگفتند نه بابا خرج کردیم فلان کردیم آره به حساب خدا بگذاریم، آنها بهترند ... نه یکخرده فتیله را پایین کشیدند، خیلی زیاد نه، گفتند که پس بیاییم به خدا بگوییم خدایا نه خرجی ما کردیم و نه از زندگیمان فاصله گرفتیم و نه از شغل و کسب و اینها آمدیم فاصله گرفتیم، هیچی، همینطوری، همینطوری برهنه و بدون لباس و بدون همه چیز بدون هیچ فکری بدون هیچ پیش زمینهای، بدون هیچگونه قضاوت قبلی، خدایا همینطوری آمدیم پیشت، قبولمان میکنی یا نمیکنی؟ هیچی، نه خرجی کردیم. اگر ما یک فقیر بودیم، و با پای پیاده میآمدیم خُب به خدا میگفتیم خرج کردیم میگفتیم نه بابا همین پای پیاده و خط یازده، آن موقعها خط اتوبوس خط یازده هم بود، با خط یازده ما بلند شدیم آمدیم مکه، درست! خیلیخُب الان هم همینطور، آن خرجی که کردیم پول را یکی دیگر داده پس همان شد خط یازده، منتها حالا به جای خط یازده طیاره بسیار خیلی حسابی و درست و حسابی الان شما را آورده اینجا.
آن سابقیها چهار ماه، پنج ماه، در راه بودند با کجاوه و مرکب و اینها پیاده به مکه میرفتند. حالا ما با دو ساعت طیارههای بوئینگ امریکایی عرض کنم حضورتان زورمان میآید که به این فریضه ما [عمل] کنیم، بله. آن هم طبقه بالایش قسمت بیزینس آن! ما زورمان میآید.
دیگر اگر خدا به یکى فهم بدهد همه چیز داده است. باید از خدا فهم خواست، باید از خدا معرفت خواست، باید از خدا درایت خواست، باید از خدا توفیق خواست، با فهم یک قدم برداریم

