عبودیت تام امام در مقابل خداوند متعال
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
وَ مَا أَنَا یا رَبِّ وَ مَا خَطَرِى هَبْنِى بِفَضْلِک وَ تَصَدَّقْ عَلَىَّ بِعَفْوِک أَىْ رَبِّ جَلِّلْنِى بِسَتْرِک وَ اعْفُ عَنْ تَوْبِیخِى بِکرَمِ وَجْهِک فَلَوِ اطَّلَعَ الْیوْمَ عَلَى ذَنْبِى غَیرُک مَا فَعَلْتُهُ وَ لَوْ خِفْتُ تَعْجِیلَ الْعُقُوبَةِ لاجْتَنَبْتُهُ لا لِأَنَّک أَهْوَنُ النَّاظِرِینَ وَ أَخَفُّ الْمُطَّلِعِینَ بَلْ لِأَنَّک یا رَبِّ خَیرُ السَّاتِرِینَ وَ أَحْکمُ الْحَاکمِینَ وَ أَکرَمُ الْأَکرَمِینَ.
مرا به فضل خودت مورد بخشایش قرار بده، بخششی که به من میکنی فضل تو باشد، آن فضل تو چیزی باشد که به من میبخشی و به من عطا میکنی و به واسطه آن مرا مورد لطف و رحمت خودت قرار میدهی. و به عفو خودت بر من تصدّق نما، صدقهای که خدا به من میدهی این صدقه عفو تو باشد. ای خدای من! ای پروردگار من! به پوشش خودت مرا بپوشان و از توبیخ من به واسطه کرامت وجه خودت و روی خودت مرا مورد عفو قرار بده.
خب این عباراتها همه به یک مضمون است که حضرت در اینجا در همان فضای عبودیت و در فضای نیستی و فَناء نه فِناء. فِناء عبارت است از عتبه و درگاه، الهی عُبِیدُک بفِنائِک، فِناء یعنی آن درگاه، آن عتبه، درگاهی که قبل از اینکه انسان وارد منزل شود، سابق درگاهی بود و الان هم بعضی خانهها دارند. مثلا یک پلهای یک جایی هست بعد انسان میآید بالا و وارد منزل میشود، در خانههای قدیم بوده و سقف داشته که وقتی کسی میآمد و باران میآمد زیر سقف باشد و باران اذیت نکند، آن را فِناء میگفتند. الهی عبیدک بفِنائک، امام سجاد علیهالسلام در اینجا حتی عبد هم به کار نبردند، عبد یعنی بنده، عُبید یعنی آن بنده کوچک، بنده حقیر، بندهای که خیلی به او توجه نمیشود.
سابق بندهها مختلف بودند بعضیهایشان مراتبی داشتند، مراتب فضل داشتند، مراتب کمال داشتند، انسانهای برجستهای بودند، این حالا اسم بنده رویش بود اما انسانهای بسیار برجسته، فاضل، عالم، یا از نظر ظاهری خب خصوصیات و جاذبههای خاص خودشان را داشتند. ولی بعضی بندهها خب نه! مثلا خیلی حقیر بودند، دور از چشم بودند، وضیع بودند، خیلی مورد توجه نبودند آن را عُبید میگفتند. عُبید یعنی آن بندههایی که وقتی افراد میآمدند که نگاه کنند و انتخاب کنند اصلا به آنها نگاه نمیکردند. بلکه به همینهای که مثلا قابل توجه بودند، افرادی که میتوانستند کاری از آنها بربیاید، صاحب حرفه بودند، صاحب فن بودند، صاحب فضل و کمال بودند، نگاه کرده و انتخاب میکردند. خلاصه همه جور بوده در آنها.

