تفاوت اولیاء با دیگران در برخورد با مسائل
6امّا آن مرتبه بالاتر که آن مرتبه سرّ هست و آن این است که اصلًا نفس انسان و روح انسان آن حقیقتی که جنبه ربوبی او قویتر است از تعلق به جنبه مادی و به نفس آن سر او و آن قسمت او که تعلق به آن عالم تجرد دارد آن قویتر است در آن مرتبه خُب ما کاری نمیتوانیم انجام بدهیم. آنجا دیگر مطلب به اولیاء برمیگردد و قضیه به آن بزرگان برمیگردد که آنها چه روزهای میگیرند و چه امساکی میکنند و اصلًا در آن فضا آیا امساک وجود دارد یا ندارد؟ یعنی در روزهای که امامعلیهالسّلام مثلًا فرض کنید که امامزمان روزه میگیرند خُب میدانیم که روزه واجب است به امامزمان هم واجب است فرقی نمیکند، حالا امامزمان که روزه میگیرد روزه میگیرد از شرب خمر نعوذباللَه! از دزدی نعوذباللَه! از فرض بکنید که مال حرام خوردن یا از آب و غذا و اینها خُب اینکه اصلًا دیگر معنا ندارد، یا روزه حضرت از این است که زبانش را نگه دارد یا چشمش را نگه دارد اینکه دیگر اصلًا معنا ندارد و در اینجا جایی ندارد، پس امام چه روزهای میگیرد؟! درحالیکه میبینیم روزه میگیرد.
یکوقتی مرحومآقا یک روایتی را نقل میکردند از ابنمسعود آن هم در روی منبر و من بعداً از ایشان سؤال کردم که آقا این حقیقت چیست؟ حضرت خیلی به ابنمسعود علاقه داشتند و به ابنمسعود میفرمودند که قرآن بخواند. ابنمسعود هم قرآن را خیلی با صوت حزین میخواند، با صوت حزین و غمناک و حضرت خیلی خوششان میآمد و همینطور شروع میکردند قرآن را گوش دادن و گوش دادن بعد کمکم اشک حضرت از چشمانشان جاری میشد و میآمد. این روایت را ایشان خواندند خُب روایت داریم البته این را بدانیم که ابنمسعود از اصحاب خاص امیرالمؤمنین و اینها نبود فقط از افراد خوب بود و اهل تقوا بود لذا مثلًا وقتیکه در آن روایتی که از امیرالمؤمنین علیهالسّلام راجع به اصحاب و از ابنمسعود سؤال میکنند1 آنطور که یادم است اگر اشتباه نکنم حضرت میفرماید: قرأ القرآن و وقف عنده؛ قرآن را خواند و در همانجا ایستاد توقف کرد. یعنی حرکت نکرد قرآن تکانش نداد، قرآن بالا نبردش، قرآن او را در مراحل باطنی سیر نداد همین! فقط قرآن را خواند همینطور که ما داریم میخوانیم، قرآن را خواند و بعد هم بلند میشویم جلسههای قرآن تشکیل میدهیم قاری از اینطرف و آنطرف میآیند و چهار زانو مینشینیم بالا و تریبون و تشکیلات بعد شروع میکنیم قرآن خواندن، یک جمله قرآن میخوانیم، یک آیه میخوانیم، یکی از اینطرف تا آنطرف: اللَه اللَه [با صدای بلند] چی چی است؟ اللَه چیه؟ این حرفها چیست؟ بدبخت چرا نمیگذاری قرآنش را بخواند، یعنی خودش هم یک چیزیش میشود! اگر تشویق نکنیم میگوید: چرا من را تشویق نمیکنید! اینکه قرآن خواندن نشد، اینکه سیر در قرآن نشد، اینکه حرکت در قرآن نشد، اینکه تأمل در قرآن نشد! نصف آیه میخواند [همه میگویند] اللَه! چه خبر است؟! از اینطرف اللَه اللَه ... اللَه چیه؟
- امام شناسى، ج ٤، ص ١٦٥.

