تفاوت اولیاء با دیگران در برخورد با مسائل
5در روزهاش هم همینطور است، روزهای که انسان میگیرد این نیست که فقط امساک کند، این روزه این است که وسیلهای شود و مقدمهای شود و زمینهای شود برای اینکه هم ظاهر خود را و هم باطن خود را و هم سرّ خود را در هر سه مرتبه و هم سرّ خود را متوجّه آن حقیقت لایتناهی و بحت و بسیط کند و از تعلقات چه بهحسب ظاهر در مقام ظاهر و چه در مقام باطن که فکر و خیال باشد و چه در سرّ که نفس تمایل و نفس آن شوق و رغبت به ماسوی باشد از آنجا بیرون بیاورد.
لذا خود این روزه دارای مراتبی برای افراد مختلف در مراتب مختلف است؛ روزهای که بزرگانی مثل مرحومآقا یا آقایحداد یا مرحومقاضی میگرفتند آنکه روزهای نبود که فرض بکنید که از شُرب خمر و آب و غذا و اینها بخواهند امساک کنند، اینکه اصلًا ارتباطی ندارد. یا روزهای نبود که بخواهند از این یکخرده بالاتر غیبت و دروغ و تهمت و اینها بخواهند اجتناب کنند اینکه اصلًا در شأن اینها یک همچنین مسائلی اصلًا [متصور] نیست. یا روزهای نبود که اینها بخواهند فکر بدی را حتّی به ذهنشان بیاورند گرچه به زبان نیاورند، فکر بدی را بیاورند، نسبت به شخصی سوءظنی پیدا کنند، اینها هم در شأن این اولیاء یک همچنین چیزی نبود؛ پس اینها روزه از چه میگرفتند؟ یعنی واقعاً اینها وقتیکه روزه میگرفتند ...، ما که روزه میگیریم خُب مشخص است برای چه روزه میگیریم، برای اینکه یکخرده به خودمان برسیم و حواسمان را جمع کنیم، حالا ما در عالم ظاهر که دیگه شرب خمر نمیکنیم، حالا آب میخوریم، غذا میخوریم، سر به زیر آب میکنیم و این چیزها را انجام [میدهیم] خُب امّا دیگر آدم نمیآید از دیوار مردم بالا برود یا شرب خمر بخواهد بکند یا اینکه بخواهد مال حرام بخورد و این چیزها را دیگر انجام بدهد. این روزه به خاطر این است که فکرمان را خطوراتی که برایمان وارد میشود، مسائلی را که میآوریم اینها را از ذهن دفع کنیم، زبان خود را از کلام لغو دور نگه داریم این در شأن خودمان، در مرتبه خودمان ما دنبال یک همچنین مطالبی و یک همچنین چیزی میرویم دیگر، زبان خود را از آنچه را که به خلاف رضای خدا میگردد حفظ کنیم نگه داریم، قدم خودمان را از حرکت در مسیری که بر خلاف رضای خداست نگه داریم، دست خودمان را از تصرفاتی که قطعاً میدانیم مورد رضای خدا نیست دست خود را نگه داریم، زبان خود را، چشم خود را، و امثالذلک. باز این یک روزه در یک مرتبه دیگر است.

