تفاوت اولیاء با دیگران در برخورد با مسائل
4حضرت میفرمایند: ملائکه وقتیکه این عمل را بالا میبرند همانطوری که دیروز خدمتتان عرض کردم اعمالی که انسان انجام میدهد یک حقیقت تکوینی دارد، آن حقیقت تکوینی یعنی حقیقت عینی نه علمی، یک حقیقت عینی مثل خود ما آن حقیقت عینیاش یا حقیقت نورانی است یا حقیقت ظلمانی است. اینها را وقتیکه بالا میبرند خدا میگوید: این بنده من در این نماز غیر مرا شریک قرار داده، فقط برای من که نماز نخوانده، آمده غیر مرا شریک قرار داده، بسماللَه گفته ولی حواسش جای دیگر بود، والضالین گفته ولی حواسش جای دیگر بود، در رکوع رفته ولی حواسش جای دیگر بود، از یک طرف خواسته امر مرا اطاعت کند خُب رکوع و سجده و این چیزها [را انجام داده]، از یک طرف حواسش پیش من نبوده، حواسش دنبال این و آن و فلان و از این مسائل بوده. خدا میگوید من شریک خوبی هستم، سهم خودم را هم میدهم به آن شریکم، من شریک خوبی هستم و از حق خودم میگذرم، میگذرم از حق خودم، این حق خودم را نخواستم، این نماز را بروید و در سر آن نمازگزار بزنید و بگویید که این نماز مال خودت!
این حرف حرف کیست؟ این حرف حرف اهل معنا است؛ یعنی اهل معنا میگویند این نماز به دو ریال و یک شاهی نمیارزد، باید دوباره نمازت را بخوانی. اگر نماز خواندی و در نماز حواست اینطرف و آنطرف بود، بلند شو و دوباره نمازت را تکرار کن، قشنگ حواست را جمع کن، برو جاییکه ساکت است سروصدا نمیآید، چیزی که باعث بشود فکرت انصراف پیدا کند و فکر تو را اینطرف و آنطرف ببرد از آنها دوری کن، وقتیکه میخواهی نماز بخوانی یکدفعه نیا از در وارد شدی در دستشویی وضو بگیری، بیا یکخرده بشین، یکخرده آرام بگیر، یکخرده استراحت کن، فکرت را از آنچه که در بیرون در جریان بود به خودت برگردان، آنها را از خودت دور کن، وقتیکه آماده شدی آنوقت بلند شو برای نماز خواندن و بدان که چه نمازی میخوانی البته راجع به نماز تقریباً یادم است در حدود دو سه سال، سه چهار سال پیش چند شب در ماه مبارک راجع به کیفیت نماز صحبت کردیم آن نماز آنوقت نمازی است که وقتیکه ملائکه بالا میبرند خدا میگوید: هان! این آن نمازی است که بنده من برای من خوانده و غیر مرا شریک قرار نداده و برای من شریک نیاورده است در این نمازی که دارد میخواند.

