تفاوت اولیاء با دیگران در برخورد با مسائل
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
«هَبنِى بِفَضلِک وَ تَصَدَّق عَلَىَّ بِعَفوِک أى رَبِّ جَلِّلنِى بِسَترِک وَ اعفُ عَن تَوبِیخِى بِکرَمِ وَجهِک؛ به فضل و بزرگواری خودت با من برخورد کن و به عفو خودت بر من تصدق نما صدقه بده، ای پروردگار من مرا به سَتر خودت بپوشان، به پوشش خودت مرا بپوشان و از توبیخ من به بزرگواری رویت و سیمایت و مظاهر جلال و جمالت از من درگذر.»
این عبارتها همه در راستای یک معناست و آن عبارت است از طلب عفو از خدای متعال و استدعای بهحساب نیاوردن اعمال در مقام حساب و مقام میزان.
دیشب خدمت رفقا عرض کردیم که فرق بین عرفا و اولیاء الهی مثل انبیا و ائمه و مثل بزرگان از اهل معرفت و توحید، در عباراتشان در سخنانشان در نوشتهجاتشان و در آثارشان که از خودشان باقیمانده، با سایر افراد و [حتی] از اهل علم و اهل دانش ظاهری گرچه اهل صلاح هم باشند، اهل تقوا باشند فرق در این است که اهل ظاهر و اهل علم ملاک را در مقام محاسبه و مقام [حسابرسی،] نفسِ اطاعت و انقیاد از شارع میدانند و دیگر به مطلب و به مسئله دیگری نمیپردازند و کاری به آن حقائق و مطالب عالم معنا که درون این تکالیف و درون این احکام نهفته است ندارند؛ همینقدر شخص یک نماز بخواند، رو به قبلهاش خوب باشد، وضو درست گرفته باشد، تکبیرةالاحرامش درست باشد، بسماللَه و حمد و سوره و قنوت و رکوع و سجده و اینهایش به همین کیفیت باشد، وقتیکه نمازش تمام میشود میگویند: نماز درست است و از عهده تکلیف برآمده و دیگر نیاز به قضا ندارد، نیاز به تجدید و تکرار ندارد و خدا این را از او پذیرفته است.
حالا این نمازی که میخواند این شخص در چه حالی است به آن کاری ندارند. اصلًا از همان اوّل که نماز میخواند حواسش پرت میشود در بازار و میرود پشت دخل مینشیند، وقتیکه السلام علیکم و رحمة اللَه را میگوید ده تا چک و سفته را امضا کرده و چندتاسفته و اینها را وصول کرده و پدر چندتارا درآورده و چندتامعامله را به هم زده [بعد] میگوید: السلام علیکم و رحمةاللَه و برکاته! میگویند: نماز درست است، این نماز درست است و نیاز به تکرار ندارد، نیاز به قضا ندارد، نیاز به [اعاده] ندارد و درست است! خُب این از نمازمان! حالا روزه چی؟! روزه که میخواهیم بگیریم آنچه را که ملاک برای صحت روزه است این است که از طلوع فجر صادق انسان امساک کند امساکش هم مشخص است، در رسالههای عملیه نوشتهاند آب نخورد، غذا نخورد، سیگار نکشد حالا بعضیها سیگار کشیدن را هم حلال کردهاند، این هم از چیزهای جدید! عرض کنم که چُپق و تپق و قلیان و از این چیزها هم کشید، اینها هم اشکال ندارد لابد اینها هم جزو [مبطلات روزه] نیست دیگر، وقتی [دود سیگار] حلال شود اینها هم حلال است! عرض شود حضورتان که سرش را زیر آب نکند و سایر مسائلی که انسان باید در هنگام امساک ترک بکند، این مسائل را انجام بدهد و این امساک خودش را تا غروب آفتاب برساند، این روزهاش صحیح است، همین! دیگر به چیزی کاری نداریم! حالا این در طول روز هزارتا فحش داده به اوّل و آخر همسایه و رفیق و شریک و فلان، کاری به این نداریم. رفته سر فرض بکنید که دکانش یا دفترش صبح تا شب آدم چندتا میتواند دروغ بگوید؟! الیماشاءاللَه، حالا بگویید چندتا میتواند راست بگوید؟! خیال میکنم در این دوره زمانه یکی دوتا بیشتر نتواند راست بگوید، ولی خُب دروغ الحمداللَه دیگر اینکه خیلی خوب است و اشکال هم ندارد! صبح تا شب هزارتا دروغ به این بگوید، به آن بگوید قسم دروغ بخورد، فلان بخورد.

