اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت اولیاء با دیگران در برخورد با مسائل

14082
سال 1436

تفاوت اولیاء با دیگران در برخورد با مسائل

13
  • آمدند به ما گفتند: آقا در فلان کشور فلان کتاب مرحوم‌آقا یا فلان مطلبی را که شما چاپ کردید دارند آنجا چاپ می‌کنند به اسم خودشان، گفتم: خُب بکنند اینکه بهتر است، از زحمت ما کم می‌شود. فقط اشتباه چاپ نکنند، سانسور نکنند به این شرط، تحریف نکنند، همه دنیا بروند چاپ کنند بهتر، ما می‌نشینیم اینجا به کارهای دیگر می‌پردازیم. مقصود چیست؟ مقصود این است که این حرف‌ها پخش بشود خُب او دارد زحمتش را می‌کشد من باید بیشتر خوشحال شوم، حالا چرا ناراحت شوم! نه آقا دارند آنجا به اسم خودشان! خُب به اسم خودشان باشد، حالا به اسم خودشان باشد، مرا چه صنم؟! اگر قرار بر این است که من مطلب مرحوم‌آقا مرحوم‌پدرم را بخواهم این‌طرف و آن‌طرف پخش کنم حالا یکی پیدا شده خدا زده تو سرش، او دارد زحمتش را می‌کشد خدا خیرش بده به اسم خودش هم بکند عیبی ندارد خلاف نکند، تحریف نکند، سانسور نکند، مطالب را عوض و بدل نکند، جملات را کم و زیاد نکند با این شرایط بگو بابا برو همه‌جا اصلًا برو خودت هم پولش هم بردار و تألیف و منفعت و هرچی هست اصلًا مال خودت برو انجام بده. از خدا وقتی‌که باشد دیگر حرف ندارد، این مسئله ندارد که انسان بخواهد در این قضیه ... نه، این نباید این‌طور باشد، باید از دریچه ما این تخریج شود، از جانب ما بایستی که این باشد، اسم ما باید زیر این کتاب‌ها چاپ باشد، فایده ندارد.

  • می‌بینید وقتی‌که بنا می‌سازند مسجد و حسینیه می‌سازند یک مؤسسه می‌سازند اوّل که آدم نگاه می‌کند یک کاشی از این طرف تا آن طرف اصلًا خود دیوارش اگر فرض کنید پانزده متر است این کاشی سی و پنج متر است! این از آن‌طرف آنجا حضرت کذای کذای فلان در تاریخ فلان مؤسس سال هزار و چی‌چی به امر حسب‌الاراده، این مقام امر و نهی، ... إِذا قَضى‌ أَمْراً فَإِنَّما يقُولُ لَهُ كنْ فَيكونُ‌ مریم، ٣٥ حسب الاراده، حسب المشیه، حسب الاختیار، حسب الاراده مقام منیع فلان این عمارت ساخته شد! خُب ببینم باغ بالایش را فروخت یا باغ پایینش را فروخت اینجا را ساخت؟ از کجا آورده ساخته؟ سبزی‌فروشی کردیم آمدیم اینجا را ساختیم یا شلغم‌فروشی کردیم؟ چکار کردیم؟ برای چه باید اسم ما باشد؟ می‌شود یک روزی این اسم‌ها جمع شود؟ جداً هان، خیال می‌کنم نشود! فقط زمانی که ذوالفقار علی از نیام امام‌زمان علیه‌السّلام آنجا کشیده شود خیال می‌کنم آن‌وقت فقط دیگر وقتش است که دیگر نه اسمی بماند نه رسمی بماند، دیگر آنجا بخواهیم نخواهیم مجبوریم بپذیریم، مجبوریم قبول کنیم مجبوریم آن زمان، حالا تا قبل از اینکه به اجبار رسیدیم خُب خودمان چرا نپذیریم، چرا نیاییم مثل اهل معنا باشیم، چرا؟ کدامش بهتر است؟ کدامش با واقع نزدیکتر است؟